اموزش معامله گری

مدیریت راهبردی چیست

strategic-Managment

مدیریت راهبردی

مدیریت راهبردی یا مدیریت استراتژیک تجزیه و تحلیل مسایل مهم و برجستهٔ سازمان است که توسط راهبران ارشد سازمان به نمایندگی از مالکان، به منظور کنترل منابع در محیط های خارج از سازمان، انجام می شود. این فرایند شامل مشخص کردن ماموریت، چشم انداز، دارایی های سازمان، توسعه برنامه ها و سیاست سازمان و همهٔ فعالیت هایی است که برای نیل به آن ها نیاز است.
در تعریفی دیگر مدیریت استراتژیک را مجموعه ای از تصمیمات و اقدامات مدیریتی خوانده اند که عملکرد بلندمدت یک شرکت را تعیین می کند. مدیریت استراتژیک شامل رصد محیطی (هم خارجی و هم داخلی)، تدوین استراتژی (برنامه ریزی استراتژیک یا بلندمدت)، پیاده سازی، ارزیابی و کنترل استراتژی است؛ بنابراین مطالعه مدیریت استراتژیک بر پایش و ارزیابی فرصت ها و تهدیدهای خارجی در پرتو قوت ها و ضعف های داخلی یک شرکت تأکید می کند. مدیریت استراتژیک در ابتدا سیاست کسب وکار خوانده می شد. موضوعاتی که در مدیریت استراتژیک مطرح می شود شامل برنامه ریزی استراتژیک، رصد محیطی و تجزیه و تحلیل صنعت است.
مدیریت استراتژیک هنر و علم تدوین، اجرا و ارزیابی تصمیمات وظیفه ای چند گانه است که سازمان را قادر می سازد به هدف های بلند مدت خود دست یابد. همانگونه گه از این تعریف استنباط می شود در مدیریت استراتژیک برای کسب موفقیت سازمانی بر چندین عامل تأکید می شود که عبارتند از هماهنگ کردن مدیریت، بازاریابی، امور مالی (حسابداری)، تولید (عملیات)، تحقیق و توسعه و سیستم های اطلاعات رایانه ای. مراحل مدیریت استراتژیک عبارتند از تدوین استراتژی، اجرای استراتژی و ارزیابی استراتژی.
در کنار مدیریت راهبردی، معمولاً یک سیستم کارت امتیازی متوازن نیز به منظور ارزیابی عملکرد سازمان در نیل به اهداف مدیریت راهبردی نیز دیده می شود.

مدیریت راهبردی و سه نکته کاربردی برای عملکرد بهتر مدیران ارشد

مدیریت راهبردی ، واژه‌ آشنایی برای فعالان عرصه کسب‌و‌کار است. کریس بردلی، لول بریان و سون اسمیت در کتاب «مدیریت سفر راهبرد»، صرف زمان بیشتر برای راهبرد از جانب تیم ارشد مدیریت را روشی قدرتمند برای رویارویی با محیط بسیار متغیر دنیای امروز می‌دانند. ‌

ایران مدیر، در این مقاله به بررسی این سه نکته درروند مدیریت راهبردی پرداخته است.

این تغییرات بسیار مهم‌اند. هنوز هم در تعدادی از شرکت‌ها، راهبردهای قدیمی به کار می‌رود. این راهبرد مدیریت راهبردی چیست در دیگر شرکت‌ها هم محدود به گروه کوچکی می‌شود که تحت رهبری یک رئیس راهبردشناس قرارداد و این فرد هم حافظ منافع خود یا مدیرعامل است.

به‌ندرت تمامی اعضای تیم مدیریت ارشد به‌عنوان بازوان راهبردی محکم در یک شرکت فعالیت می‌کنند. برخی مدیران به خاطر تخصص کاری به رتبه‌ مدیریت عالی می‌رسند؛ درحالی‌که دیگران مثل رؤسای واحدهای کسب‌وکار و حتی برخی مدیران در قسمت اجرایی، قدرت بسیار بیشتری دارند، ولی تفکر و مدیریت راهبردی چندان مناسبی ندارند. در برخی شرکت‌ها هم به سمت مدیر ارشد راهبردی اهمیت زیادی داده می‌شود؛ درحالی‌که تعدادی از مدیران اجرایی همین نقش را ایفا می‌کنند. بر اساس مصاحبه‌هایی که چند سال اخیر با این مدیران انجام شد، خودشان معتقدند که برای این کار، آمادگی لازم را ندارند.

این مقاله مبتنی بر همین مصاحبه‌هاست و درزمینه‌ ایجاد راهبردها، به‌کارگیری رویکردهای برنامه‌ریزی و اجرای برنامه‌های پرورش قابلیت راهبردپردازی در کنار مدیران متعدد بهره می‌برد. در این مقاله، به سه نکته اشاره کرده‌ایم تا هر مدیری بتواند به عملکرد و مدیریت راهبردی‌ برسد. این نکات بسیار ساده‌اند و طبق مصاحبه‌ها و تجربه‌ها، به عنوان مهارت‌های اصلی هر راهبردشناسی محسوب می‌شوند. اجرایی شدن این نکات نیازمند تلاش جدی است. همچنین مثال‌هایی را برای اجرای عملی هر نکته ارائه داده‌ایم تا نشان دهیم که این کار غالباً به معنای تقویت غرایز مبتنی بر تجربه با استفاده از دیدگاه‌های تازه است.

مدیریت راهبردی در صنعت خود را بشناسید

مدیران باگذشت زمان به سطوح سازمانی بالاتر می‌رسند و در طول برنامه‌های آموزشی مدیریت یا MBA، در جلسات آموزشی شرکت می‌کنند یا در مسیر شغلی با مجموعه‌ای از چهارچوب‌های استراتژی اصلی آشنا می‌شوند. این چهارچوب‌ها قابلیت کاربرد در هر صنعتی را دارند که نقطه قوت آن‌ها به شمار می‌آید.

البته این قابلیت کاربردی تا حدی هم مشکل‌ساز است. هنگامی‌که موضوع مدیریت راهبردی در قلمرو گروه وسیع‌تری از مدیران قرار می‌گیرد باید تفکر راهبردی درزمینه‌ آن صنعت هم آموخته شود. این امر تنها در حین بررسی راهبرد اصلی کفایت نمی‌کند، بلکه مدیران باید عوامل اقتصادی، روانشناسی و قوانین صنایع خودشان را موردمطالعه قرار داده، بشناسند و درونی‌سازی کنند تا این زمینه‌ آموزشی به‌طور مستمر، راهنمای راهشان شود.

برای مثال، تفکر مدیریت راهبردی در صنعت فناوری‌های برتر شامل شناخت دقیق موضوعات راهبردی مثل اثرات شبکه، چهارچوب‌ها و استانداردها می‌شود. این تفکر در بخش‌های خدماتی شامل شناخت پیامدهای اقتصادی نظام قانون‌گذاری (و عملیات‌های راهبردی مرتبط با آن) می‌شود. رهبران در حوزه‌ معدنکاری باید پیامدهای راهبردی، نمودارهای هزینه، نظریه‌ بازی و ارزیابی گزینه‌های واقعی را بشناسند؛ افزون براین باید نسبت به ذی‌نفعان حاضر در محیط قانون‌گذاری و اجتماعی حساسیت به خرج دهند؛ زیرا بسیاری از آن‌ها تأثیر مستقیمی بر روی فرصت‌های ارزش‌آفرین دارند.

پیشینه‌ پژوهشی قدرتمندی درباره‌ مدیریت راهبرد در صنایع خاص وجود دارد که برای بسیاری از مدیران مفید خواهد بود. دوره‌های آموزشی تخصصی هم برای مدیران مفید است. برخی شرکت‌ها هم‌ گروه‌های مدیریت را به خارج از فضای اداری می‌برند تا افزون بر تمرکز روی تعیین راهبرد، به درک عمیق‌تری از یک راهبردشناس در صنایع خودشان برسند. برای مثال، دفتر مرکزی شرکتی فعال در حوزه‌ مواد خام در اروپا، کل گروه رهبری خودش را به مدت به یک هفته به آسیا برد تا تفکر گروه را متحول کند.

مدیران به بررسی ۲۰ روند شکل‌دهنده به صنعت در طول یک دهه‌ بعدی پرداخته‌اند؛ بنابراین، روندها و پیامدهای آن در حوزه‌ عرضه و تقاضای محصولات سازمان را تبیین کرده‌اند. هم‌چنین به زنجیره‌ ارزش کامل صنعت خودشان توجه کرده‌اند تا بدانند که چه کسی و چرا به تولید پول پرداخته و این روندها چگونه باعث تغییر در این شرایط خواهند شد. مدیران در طول این بررسی‌ها از اینکه واسطه‌های تخصصی تا چه حد به کسب ارزش‌افزوده می‌رسند، شوکه شدند.

برخی دیگر از مدیران هم به خاطر شکست سازمان‌ها در مقابل رقبایی که برای تأمین مواد اولیه به تأمین سرمایه برای خرده فروشان می‌پرداختند، غافلگیر شدند. این گروه مدیریتی به درک بهتری از فرصت‌های صنعت خودش رسید و ایده‌های بهتری را برای کسب این فرصت‌ها مطرح کرد.

رسیدن به این نوع از درک صنعتی، یک فرایند مستمر است. ما در عرصه‌ مدیریت پویا زندگی می‌کنیم و روانشناسی فردی هم اهمیت دارد. غرایز مبتنی بر تجربه در مورد «روش انجام امور» تا حد زیادی روی ما اثر می‌گذارد و فعالیت بدون تلاش نظام‌مند، دشوار است و به‌سختی می‌توان از بینش‌های راهبردی نوظهور یا درس‌های تاریخی صنعتی بهره‌برداری کرد. مدیران با استفاده از بازی‌های کثیف زمان جنگ و دیگر تجارب می‌توانند چشم‌انداز صنعتی خودشان را از دیدگاه جدیدی بررسی کنند.

در حوزه‌ شناخت اخلالگرهای احتمالی، خبره شوید

با افزایش تعداد مدیران حاضر در گفتمان مدیریت راهبردی احتمال شناسایی تغییرات مخرب شرکتی و صنعتی هم افزایش می‌یابد. این نوع تغییرات باعث ایجاد یا نابودی شرکت‌ها می‌شود.

چنین فرصتی به‌طور جادویی ظاهر نمی‌شود. برای مثال اخلال فناورانه را مدنظر قرار دهید. بسیاری از مدیران برای بالا رفتن از نردبان ترقی شرکت، نیازمند شناخت عمیق فناوری‌های اختصاصی صنعت هستند (مثل فناوری‌های تعبیه‌شده در محصولات یا روش‌های تولید شرکت)، ولی دانش بسیار کمتری در مورد روندهای فناوری برجسته مثل اثر حسگرها و ظهور «اینترنت اشیاء» دارند.

هم‌چنین بسیاری از مدیران ارشد هم تفکر در مورد این مسائل فناورانه را با رضایت خاطر به مدیر ارشد اطلاعات یا مدیر ارشد فناوری شرکت واگذار می‌کنند. بااین‌حال، این روندهای برجسته به‌احتمال زیاد زنجیره‌های ارزش را واژگون و صنایع را متحول می‌کند و به‌طور چشمگیری سبب تحول ائتلاف‌های سودآور و مزیت رقابتی می‌شوند.

پس چه باید کرد؟ برخی مدیران یک یا دو هفته را صرف بازدید از یک مرکز فناوری مثل سیلیکون می‌کنند تا شرکت‌ها، سرمایه‌گذاران و محققان را ببینند. دیگر مدیران از اعضای دوستدار فناوری در گروهشان می‌خواهند تا مسائل را به‌طور مستمر بررسی کنند و به‌صورت دوره‌ای، خلاصه‌ای را به آن‌ها گزارش دهند. می‌دانیم که برخی مدیران دارای روابط «مربیگری معکوس» با همکاران جوان‌تر و کوچک‌تر (حتی کودکانشان) هستند که این روابط بر روی فناوری و نوآوری متمرکز می‌شود.

البته هیچ جایگزینی برای دیدگاه مشتریانتان در قبال فناوری وجود ندارد؛ یک مدیر فروشگاه لوازم کودک در طول بازدید از چند فروشگاه، مادرانی را دید که قیمت محصولات در فروشگاه‌های مختلف را با گوشی هوشمندشان بررسی می‌کنند و اگر در جای دیگری به قیمت مناسب‌تری می‌رسیدند، فروشگاه را ترک می‌کردند.

بازدیدهای فروشگاهی، نحوه‌ خرید کردن مادران مدرن، تعامل میان فناوری موبایل و خرید کردن و اهمیت تبلیغات، طرح منطبق بر قیمت را مشخص کرد تا مشتریان حوزه‌ فناوری هم همچنان به خرید از فروشگاه‌ها ادامه دهند.

مدیریت راهبردی و رقبای تجاری

رقبای نوظهور هم به‌عنوان منبع اخلال‌گر دیگری هستند که به‌راحتی نادیده گرفته می‌شوند. متفکران ارشد راهبردی به‌خوبی می‌دانند که باید به رقابت توجه کنند و شرکت‌های بسیاری هم دارای نقش‌ها یا گروه‌های متمرکز بر هوشمندی رقابتی هستند. بااین‌حال، تجربه نشان داده که غالباً منابع بسیار زیادی (ازجمله انرژی روانی زیادی) صرف پیگیری فعالیت‌های رقبای قدیمی می‌شود و دیگر رقبایی که تهدید راهبردی مشابه یا بزرگ‌تری هستند، نادیده گرفته می‌شوند.

برای مثال، فرض کنید که مدیر اجرایی شرکتی نفتی با دارایی‌هایی در شرکت فلات قاره‌ انگلستان هستید. رقبایتان را به‌طور مرتب در جلسات مدیریت راهبردی و هیئت‌مدیره‌ انجمن صنعتی منطقه‌ای نفت و گاز انگلستان ملاقات می‌کنید و به‌جای فعالان آسیایی که به دنبال کسب موقعیت برتر در منطقه هستند، همه به شما توجه می‌کنند.

دقیقاً به همین دلیل، رهبران صنعتی قدیمی هنگامی‌که شرکت ملی نفت کره با نام ( Korea National Oil Corporation (KNOC در اواخر سال ۲۰۱۰ موفق به خرید شرکت دانا پترولیوم شد، شوکه شدند؛ چراکه این شرکت، بزرگ‌ترین شرکت سرمایه‌گذاری نفت و گاز انگلستان در طول چند سال بود.

این معامله نقش مهمی در سرمایه‌گذاری‌های آتی از جانب شرکت‌های نه‌چندان شناخته‌شده در صنعت نفت و گاز دریای شمال داشت. پویایی‌های مشابهی در کار معدن مشاهده شده است: شرکت‌های اصلی و پیشرفته در جهان (مثل آنگلو امریکن، BHP بیلتون و ریوتینتو) که سال‌ها باهم در رقابت بودند حالا باید فعالانی از برزیل، چین، هند و کشورهای دیگر را هم مدنظر قرار دهند.

مدیران اجرایی حوزه‌های مختلف با مشارکت در تحلیل‌های رقابتی مسئله محور، قادر به ارتقای کیفیت گفتمان مدیریت راهبردی هستند. کدام رقیب دارای مدیریت راهبردی خوبی در حوزه‌های کسب‌وکار نوظهور است؟ فناوری‌های جدید کدام‌اند و کدام شرکت در آن‌ها پیشگام است؟ کدام شرکت موقعیت ضعیف‌تری دارد و این امر در توازن رقابتی صنعت یا فرصت‌طلبی به چه معنا است؟

بررسی‌های رقابتی متمرکز بر پرسش‌های مذکور باعث شناخت جریان ارزش‌افزوده شده که با بررسی دوره‌ای شرایط مالی و کاری رقبا حاصل می‌شود. این فرایند، گروه مدیریت ارشد را از تفکر جبرگرا و خطی دور کرده و به سمت دیدگاه مبتنی بر سناریو می‌کشاند که با محیط متغیر امروزی سازگار است.

ارتباطات سازنده‌ای را تشکیل دهید

مدیریت راهبردی و ارتباطات راهبردی

مدیریت راهبردی سازنده، به ارتباطات کارآمد میان تمامی مدیران شرکت‌کننده در فرایند، اهمیت می‌دهد. برای مثال متخصصان مدل سفر راهبرد را ارائه داده‌اند که شامل ملاقات هفتگی یا دو هفتگی ۲ تا ۴ ساعته برای بررسی موضوعات راهبردی است؛ به‌طوری‌که هر مدیر باید در بررسی مسائل مشارکت کند و رهبریِ یک بحث را بر عهده گیرد.

در چنین محیطی باید به دنبال روش‌های نوآورانه‌تر برای راهبرد ارتباطی بود. این کار نیازمند نظم است، تا مدیر به درک عمیق‌تری از مسائل برسد؛ درحالی‌که ارتباطات برای آن طراحی‌شده‌اند تا همه به درک خوبی از مسائل برسند. برقراری ارتباطات نیازمند مهارت‌های جدیدی است؛ افزون بر این، تولید پیام‌های اثرگذار هم به مهارتی لازم برای یک راهبردشناس مدرن تبدیل‌شده است.

تمرین‌های تجربی، یکی از روش‌های تقویت اثربخش ارتباطات راهبردی در گروه ارشد مدیریت راهبردی است. راهبردشناسی که در کارخانه‌ کفش می‌شناسیم، می‌خواهد این نکته را خاطرنشان کند که محصولات شرکتش فاقد جذابیت و گران هستند. او کارش را با یک ماتریس دو در دو آغاز می‌کند. تا اینجایش قابل پیش‌بینی بود، ولی ماتریسش را با نوارچسب روی کف زمین واحد مدیریت می‌کشد و کفش‌های واقعی شرکت و رقبا را در آن قرار می‌دهد. همکارانش باید کفش‌ها را دسته‌بندی می‌کردند تا او به هدفش برسد.

همچنین راهبردشناس دیگری تمام بعدازظهر را صرف کندن برچسب نمونه‌هایی از شرتک‌های بوکس مردانه کرد. او از اعضای هیئت مدیره خواست تا به ترتیب قیمت، آن‌ها را مرتب کنند تا مشخص شود که کیفیت درک‌شده آن‌ها تا چه حد تحت تأثیر برندها قرار دارد و استانداردهای تولیدی در این‌ بین مطرح نیستند.

گفتنی است هرچقدر یک راهبرد بیشتر به یک سفر واقعی در زمان تبدیل شود، بررسی روش‌های حمایت از گفتمان‌ها با کمک داده‌های مرتبط و سهل‌الوصول هم اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. مدیران اجرایی تا حد امکان باید در لحظه و مبتنی بر داده‌ها و پیامدهای آن عمل کنند نه اینکه تنها به طرح پرسش‌ها بپردازند و بعد هم دو هفته منتظر بمانند تا گروه تحلیلگران به آن‌ها پاسخ دهند.

در حالت ایده‌آل هر فردی در هیئت مدیره به‌راحتی می‌تواند با حرکت انگشتش روی یک تبلت به بررسی و تحلیل داده‌ها بپردازد. گسترش دستگاه‌های مخابراتی و نرم‌افزارهای جدید هم به تولید صفحه‌گسترهای بصری‌تر و تعاملی کمک کرده‌اند تا گفتمانی پویاتر و مبتنی بر داده حاصل شود. مدیرانی که به دنبال فرصت‌های راهبردی‌تری هستند باید در حوزه‌ تبادل داده‌ها به نوآوری بپردازند و این قابلیت‌ها را در سازمان‌هایشان نهادینه کنند.

سخن آخر

در این مقاله به بررسی سه نکته مهم در مدیریت راهبردی پرداختیم. شناخت دقیق راهبردها در صنعت موردنظر، شناخت اخلال‌گرها در راهبردها و تلاش برای ایجاد ارتباط سازنده سازمانی از توصیه‌هایی بود که شرح داده شد.

آیا شما در کسب‌وکارتان از موارد یادشده بهره برده‌اید و به مدیریت راهبردی اندیشیده‌اید؟ تجربه‌های خود را در این زمینه با کاربران ایران مدیر به اشتراک بگذارید.

مدیریت استراتژیک یا (مدیریت راهبردی) چیست ؟

مدیریت استراتژیک

strategic-Managment

مدیریت استراتژیک پیشرفته

امروزه به طور ساده، استراتژی راهی است که شرکت‌ها توسط آن بتوانند به اهداف خود برسند. این کلمه، در گذشته در میدان جنگ توسط ارتش‌ها استفاده می شد؛ ولی به تدریج برای استفاده در کسب و کار روزآمد شد. شرکت‌ها نیز مانند جنگاوران ارتش، نیاز به تدبیر و استراتژی، از طریق استفاده از منابع برای موثر بودن فعالیتشان در موقعیت‌های ویژه دارند. مدیریت استراتژیک در دهه 1930 توسط آلفرد اسلون، رئیس جمهور جنرال موتورز، وارد تجارت شد. او سیاست های استراتژی را نامگذاری کرد. در واقع مدیریت استراتژیک چیزی جز دستیابی به مزیت رقابتی نیست.

مدیریت استراتژیک پیشرفته فرایندی است که باعث می‌شود یک شرکت به هدف خود برسد، انتخاب‌های خود را تسهیل کند و عملیات خود را در یک محیط متغیر، هدایت کند. تعریف مدیریت استراتژیک به صورت پیشرفته توانمندی‌های مدیر در اجرای سریع و درست یک هدف و برنامه است. مدیر موفق باید توانایی لازم در زمینه مدیریت زمان و همچنین راهنمایی درست افراد و کارمندان خود را داشته باشد. این امر سبب خواهد شد تا افراد به وظایف خود به درستی عمل نموده و در نتیجه به پیشرفت یک شرکت و سازمان کمک نمایند. در این زمینه همواره مدیران باید به این نکته توجه نمایند که نکات آموزشی مدیریتی بسیاری وجود دارد که باید به نسبت به یادگیری آن‌ها اقدام نمایند تا بتوانند در این مسیر حرکتی موفقیت‌های لازم را کسب کنند.

مزایای مدیریت استراتژیک

مدیریت استراتژیک به سازمان این امکان را می‌دهد که به شیوه‌ای خلاق و نوآور فعالیت داشته باشد و برای شکل دادن به آینده خود به صورت انفعالی عمل نکند. این شیوه مدیریت باعث می‌شود که سازمان دارای ابتکار عمل باشد و فعالیت‌هایش به گونه‌ای درآید که اعمال نفوذ نماید (نه اینکه تنها در برابر کنش‌ها، واکنش نشان دهد) و بدین گونه سرنوشت خود را رقم بزند و آینده را تحت کنترل درآورد.از مهمترین منافع مدیریت استراتژیک یا مدیریت راهبردی، این است که موجب تفاهم و تعهد هر چه بیشتر مدیران و کارکنان می‌گردد. همچنین موجب فرصتی می‌شود تا به کارکنان تفویض اختیار شود. تفویض اختیار عملی است که به وسیله آن کارکنان تشویق و ترغیب می‌شوند در فرایندهای تصمیم‌گیری مشارکت کنند، خلاقیت، نوآوری و خیال پردازی را تمرین نمایند و بدین گونه اثر بخشی آن‌ها افزایش خواهد یافت.

مزایای مدیریت استراتژیک

و بطور خلاصه این مزایا شامل:

  • تعریف بینش، ماموریت و اهداف آینده‌ی شرکت
  • تعیین استراتژی مناسب برای رسیدن به اهداف
  • افزایش آگاهی نسبت به محیط های داخلی و خارجی، و شناسایی دقیق مزایای رقابتی
  • تقویت تعهد مدیر نسبت به دست یافتن به اهداف شرکت
  • افزایش هماهنگی میان فعالیت‌ها و تخصیص کارآمدتر ِ منابع
  • ارتباط بهتر میان مدیران در سطوح متفاوت
  • کاهش مقاومت نسبت به تغییر با مطلع کردن کارمندان از تغییرات و پیامدهای آن‌ها
  • تقویت عملکرد سازمان

مراحل مدیریت استراتژیک

تعیین هدف

با تعیین اهداف واضح، چشم انداز کسب و کار خود را روشن کنید. کجا می خواهید باشید؟ این اولین سؤالی است که در یک فرایند برنامه ریزی استراتژیک مطرح می‌شود. پس از رسیدن به اهداف شفاف، شرح وظایف بنویسید و به کارمندان و سهامداران خود این برنامه‌ها را بگویید. به عنوان مثال، چشم انداز مایکروسافت 30 سال پیش “رایانه‌ای در هر میز” بود.

تجزیه و تحلیل وضعیت

اطلاعاتی را جمع آوری کنید که به شما در تحقق اهداف خود کمک می کند. با تجزیه و تحلیل SWOT شروع کنید:

S: نقاط قوت – موارد یا خصوصیاتی است که توانایی رقابت مثبت را افزایش می دهد، به عنوان مثال، دارایی های مشهود یا نامشهود و غیره.

W: نقاط ضعف- آیا ضعف یا شرایطی وجود ندارد که شرکت را به ضرر بیندازد. ضعف بیانگر مسوولیت رقابتی یک شرکت است.

O: فرصت ها – فرصتی است که یک شرکت را در دستیابی به اهداف خود به دست می‌آورد و می‌تواند منبع رشد، سودآوری یا کسب مزیت رقابتی باشد.

T: تهدیدات- اینها عواملی هستند که می‌توانند توانایی، رشد و سود آوری یک شرکت در دستیابی به اهداف خود را مهار کنند.

تدوین استراتژی

پس از کشف نقاط قوت، ضعف، فرصت‌ها و تهدیدهای خود می‌توانید شروع به ایجاد استراتژی خود کنید. تدوین استراتژی مستلزم دستیابی به اهداف بلند مدت و کوتاه مدت است. چگونه متوجه می‌شوید که به آنجا رسیده‌اید؟ پاسخ به این سؤال به معنای ایجاد مکانیزم نحوه نظارت بر استراتژی تصمیم گیری شده است.

به وضوح باید بخ عنوان یک مدیر، مهارت های خود را برای تدوین و اجرای استراتژی ها در محیط های پیچیده بیشتر کنید. اما برای تولید نتیجه واقعی، باید بتوانید استراتژی کسب و کار خود را با موفقیت پیاده سازی کنید. به همین دلیل بهترین آموزش مدیریت استراتژی شامل آموزش مهارت های رهبری است.

تدوین استراتژی

پیاده سازی استراتژی

به نظر می رسد پیاده سازی یک کار چالش برانگیز و ظریف‌تر از تدوین استراتژی است. برخی از موضوعات ظریف و حساس که در این مرحله درگیر هستند، به شرح زیر می‌باشد:

  • اهداف (یعنی اهداف عملیاتی)
  • فعالیت ها
  • دوره زمانی
  • افراد مسئول

بنابراین اجرای استراتژی مستلزم تغییر مجدد استراتژی در بازه های زمانی کوتاه‌تر است که برای اجرای آن مناسب است. فرهنگ و رهبری سازمان ممکن است تغییر کند تا با استراتژی اجرا شده سازگار باشد.

ارزیابی استراتژی

در این مرحله، استراتژی شما در حال انجام است و شما باید میزان اثربخشی استراتژی را بسنجید. پیشرفت کار را با مقایسه برنامه با نتایج واقعی اندازه گیری کنید. اگر شرکت به درستی پیاده سازی نتایج استراتژی خود را انجام دهد، باید مطابق انتظار اهداف به نتیجه برسد و دور از انتظار نباشد.

طراحی مدیریت استراتژیک چیست؟

طراحی استراتژی به عنوان ستون فقرات یک شرکت است. به عبارتی کاربرد مدیریت راهبردی چیست اصول طراحی آینده محور به منظور افزایش کیفیت های ابتکاری و رقابتی یک سازمان است. مبانی آن در تجزیه و تحلیل روندها و داده های بیرونی و درونی نهفته است و این امر باعث می شود؛ تصمیمات طراحی بیشتر بر اساس واقعیت‌ها انجام شود تا زیبایی شناسی یا شهود. از این رو طراحی مدیریت استراتژیک به عنوان روشی مؤثر برای ایجاد نوآوری، تحقیق و مدیریت در نظر گرفته می‌شود.

این مقاله را هم بخوانید: مزایای استفاده از فن آوری‌های نوظهور را در برنامه های یادگیری و توسعه کشف کنید

مدیریت استراتژیک یا راهبردی چیست و چه مراحلی دارد؟

مدیریت استراتژیک

آیا تا به حال عنوان مدیریت استراتژیک به گوشتان خورده است؟ درباره این شیوه از مدیریت سازمانی چه می‌دانید؟ آگاهی درباره این سبک مدیریتی تا چه اندازه می‌تواند در رشد سازمان مؤثر باشد؟ برای این که با این روش مدیریتی و اهداف آن بیشتر آشنا شوید، با انگیزه همراه باشید.

مدیریت استراتژیک چیست؟

مدیریت استراتژیک برنامه ریزی مداوم، نظارت، تجزیه و تحلیل و ارزیابی همه مواردی است که یک سازمان برای تحقق اهدافش لازم دارد. نوآوری سریع، فن‌آوری‌های نوظهور و انتظارات مشتری، سازمان‌ها را وادار می‌کند تا فکر کنند و یک تصمیم استراتژیک برای موفقیت بگیرند.

این شیوه مدیریتی به رهبران سازمان‌ها کمک می‌کند تا وضعیت فعلی شرکت را ارزیابی کنند، راهبردهایی که دارند را به چالش بکشند، مدیریت راهبردی چیست آن‌ها را اجرا کنند و اثربخشی استراتژی‌های اجرا شده را تحلیل نمایند.

فرایند این روش مدیریتی شامل تجزیه و تحلیل تصمیمات تجاری قبل از اجرایی کردن آن‌هاست. در این روش اقدامات لازم برای اصلاح مشکلات (در صورت وجود) در نظر گرفته می شود.

مدیریت راهبردی

مدیریت راهبردی شامل چه مواردی است؟

این شیوه مدیریتی معمولاً شامل موارد زیر است.

  • تحلیل نقاط قوت و ضعف داخلی و خارجی
  • تنظیم کردن برنامه‌های مورد نیاز
  • اجرای برنامه‌های تدوین شده
  • ارزیابی موفقیت آمیز بودن برنامه‌های انجام شده
  • ایجاد تغییرات در صورت فراهم نشدن نتیجه مورد انتظار

اهمیت و نتایج مدیریت استراتژیک

۱. مدیریت راهبردی مستلزم تعهد به برنامه استراتژیک تدوین شده است. این برنامه نشان دهنده توانایی سازمان برای رسیدن به اهداف بلند مدت و کوتاه مدت است. طبق این برنامه تصمیم‌ها و اقدامات لازم برای رسیدن به این اهداف در نظر گرفته می‌شود.

۲. فرآیند مدیریت استراتژیک یک روش مدیریتی است که برای برنامه ریزی درباره آینده استفاده می‌شود. در این برنامه ریزی سازمان‌ها با تدوین استراتژی مدیریت راهبردی چیست بلند مدت، چشم انداز آینده خودشان را مشخص می‌کنند.

۳. این برنامه برای شناسایی فرآیندهای لازم و تخصیص منابع برای رسیدن به اهداف مورد نظر تنظیم می‌شود. این روش مدیریتی به شرکت‌ها کمک می‌کند تا قوی‌تر شوند و به شایستگی‌های اصلی‌شان تکیه کنند.

۴. مدیریت راهبردی به جهت تصمیم گرفتن درباره نکات کلیدی برای موفقیت سازمان‌ها استفاده می‌شود.

۵. با تعیین یک استراتژی، سازمان‌ها می‌توانند تصمیمات منطقی بگیرند و اهداف جدیدی که دارند را به سرعت توسعه دهند.

۶. این کار سازمان را با محیط تجارت دائماً در حال تغییر هماهنگ نگه می‌دارد و به کسب و کار کمک می‌کند تا در یک محیط پویا زنده بماند.

۷. این شیوه مدیریتی به سازمان‌ها کمک می‌کند تا مزیت‌های رقابتی زیادی به دست بیاورند و سهمی که در بازار دارند را بهبود دهند.

۸. با کمک این فرآیند شرکت‌ها برای چالش‌هایی که در پیش رو دارند آماده خواهند شد.

۹. این روش برای کاوش و پیدا کردن فرصت‌ها مؤثر است و به سازمان‌ها برای شناسایی راه‌های دستیابی به فرصت‌ها کمک می‌کند.

اهمیت مدیریت راهبردی

فرآیند مدیریت راهبردی

۱. تعیین سطوح اهداف استراتژیک سازمانی

  • سازماندهی دید
  • طراحی مأموریت
  • تعیین اهداف

۲. تدوین استراتژی

  • انجام ارزیابی محیطی و سازمانی
  • استراتژی تفکر
  • انجام تحلیل استراتژیک
  • ایجاد استراتژی
  • تهیه یک برنامه استراتژیک

۳. اجرای استراتژی‌ها

  • عملی کردن استراتژی‌ها
  • توسعه ساختارها و سیستم‌ها
  • مدیریت رفتار و اجرای عملکردها

۴. ارزیابی استراتژی و کنترل

  • انجام ارزیابی
  • آزمون کنترل
  • استراتژی بازآفرینی

فرآیند مدیریت به سبک استراتژیک

تجزیه و تحلیل SWOT

واژه SWOT علامت اختصاری تشکیل شده از چهار کلمه‌ S trengths (نقاط قوت)، W eaknesses (نقاط ضعف)، O pportunities (فرصت‌ها) و T hreats (تهدید‌ها) است. تجزیه و تحلیل SWOT یا آنالیز سوات به سازمان‌ها کمک می‌کند تا مدیریت راهبردی چیست نقاط قوت، نقاط ضعف، فرصت‌ها و تهدیدها که عناصر مهم در مدیریت به سبک استراتژیک هستند را شناسایی کنند. تحلیل SWOT به شما کمک می‌کند تا عوامل داخلی، عوامل خارجی و هر آنچه روی کسب و کار تأثیرگذار است را شناسایی کرده و ارزیابی کنید.

این ابزار به سازمان‌ها کمک می‌کند برای آینده آماده‌تر شوند. پس از تجزیه و تحلیل جنبه‌های اصلی محیط سازمانی با این روش، سازمان‌ها بهتر می‌توانند استراتژی‌های رقابتی خودشان را تنظیم کنند. این فرآیند برای تعیین منابع و توانایی‌های شرکت برای فضای رقابتی که باید در آن حضور داشته باشد، مؤثر است. هنگامی که اهداف و استراتژی سازمان توسعه پیدا کرد، در این محیط رقابتی موفق خواهد بود.

تجزیه و تحلیل SWOT

ارزش فرهنگ سازمانی در مدیریت راهبردی

فرهنگ سازمانی می‌تواند تعیین کننده موفقیت و عدم موفقیت یک تجارت باشد. رهبران استراتژیک فرهنگ سازمانی را به عنوان یک مؤلفه مهم هنگام توسعه یک سازمان پویا در نظر می‌گیرند. فرهنگ سازمانی عامل اصلی برای تشریح اهداف افراد در سازمان، انجام وظایف و سازماندهی منابع است. یک فرهنگ سازمانی قوی، این موضوع را برای رهبران تیم ساده می‌کند که از انگیزه کارکنان برای اجرای وظایف تعیین شده در راستای استراتژی سازمان استفاده کنند.

سخن آخر

مدیریت راهبردی روشی است که سازمان‌ها برای آماده شدن در برابر چالش‌های پیش رو در نظر می‌گیرند. در این روش مدیریتی روش‌هایی مانند تجزیه و تحلیل SWOT برای ارزیابی وضعیت رقبا در بازار، مورد استفاده قرار می‌گیرد. با کمک این ابزارها و جستجو و تحقیق می‌توانید چشم انداز روشنی را برای کسب و کارتان تعیین کنید و سازمانتان را در محیط پر رقابت و پویای امروزی زنده نگه دارید. پیشنهاد می‌کنیم درباره نشانه های مدیریت مدیریت راهبردی چیست ضعیف نیز در انگیزه بخوانید و نظرات و تجربیات خود را با ما و خوانندگان در میان بگذارید.

مدیریت استراتژیک چیست و چرا مهم است؟

مدیریت استراتژیک به‌کارگیری دانش، مهارت، ابزارها و تکنولوژی‌های مورد نیاز برای فعالیت‌های مرتبط با برنامه‌ریزی استراتژیک و پیاده‌سازی استراتژی‌های مربوطه برای دستیابی به اهداف و چشم‌انداز سازمان مورد نظر مدیریت راهبردی چیست است.

مدیریت استراتژیک

ستاره | سرویس روانشناسی – به طور کلی، یک جامعه، شرکت و یا حتی یک تیم کوچک برای موفقیت در کسب‌وکار مربوطه نیاز به دوراندیشی و پایبندی به چشم‌انداز مورد نظر خود دارند. در واقع، مدیر گروه باید چشم‌اندازی برای تیم، شرکت یا سازمان در نظر گرفته و با دوراندیشی نیازها و اقدامات لازم برای رسیدن به هدف را مد نظر قرار دهد. در این مقاله، به تشریح مفهوم مدیریت استراتژیک در راستای دستیابی به اهداف سازمان پرداخته و اهمیت برخورداری از این علم را مورد بررسی قرار می‌دهیم.

مدیریت استراتژیک چیست و چرا مهم است؟

چرا مدیریت استراتژیک مهم است؟

با توجه به آنچه که در بخش مقدمه به تشریح آن پرداختیم، می‌توان گفت که آینده‌نگری مدیران در یک کلام «مدیریت استراتژیک» نامیده می‌شود. در واقع، مدیران ارشد تیم با برخورداری از این علم و به‌کارگیری آن می‌توانند به رشد سازمان کمک کرده، به هدف مورد نظر رسیده و در شرایط بحرانی نیز به خوبی از چالش‌های پیش رو عبور کنند.

مفهوم مدیریت استراتژیک چیست؟

پیش از بررسی مفهوم «مدیریت استراتژیک» بهتر است با مفهوم استراتژی آشنا شویم. در واقع، طبق تعریف ارائه‌شده از سوی سازمان بین‌المللی ISO، «استراتژی» به مجموعه‌ای از فعالیت‌های برنامه‌ریزی‌شده در جهت دستیابی به یک هدف کلی اشاره دارد. به عبارتی، مدیران ارشد تیم متناسب با فعالیت‌های برنامه‌ریزی‌شده (استراتژی‌های تدوین‌شده) به منظور بهره‌برداری از منابع، شیوه‌ ارتباطات سازمانی با بازار، رقبا و سایر عوامل محیطی تأثیرگذار بر سازمان برنامه‌ریزی می‌کنند. به علاوه، برنامه‌ریزی با استفاده از استراتژی‌های راهبردی به منظور دستیابی به اهداف سازمان نیز «برنامه‌ریزی استراتژیک» نامیده می‌شود.

مدیریت استراتژیک چیست و چرا مهم است؟

بنابراین «مدیریت استراتژیک» عبارت است از فراهم کردن چارچوبی مناسب برای مدیریت هر یک از فازهای چرخه برنامه‌ریزی استراتژیک از مرحله تدوین راهکارهای ضروری تا دستیابی به هدف مد نظر. به بیان ساده‌تر می‌توان گفت که مدیریت استراتژیک به سازمان کمک می‌کند تا دریابد که در حال حاضر در چه موقعیتی قرار دارد و قصد دارد تا به چه جایگاهی برسد. به عبارتی، این سیستم عوامل محیطی داخلی و خارجی را بررسی کرده و سپس استراتژی‌های مناسب به منظور موفقیت سازمان را تدوین، اجرا، ارزیابی و کنترل می‌کند.

مدیریت استراتژیک چیست و چرا مهم است؟

به عبارتی، این فرآیند امکانی را برای سازمان فراهم می‌آورد تا بدین وسیله بر مشکلاتی غلبه کنند که منجر به کسب نتایج ضعیف در روند دستیابی به چشم‌انداز مورد نظر می‌شوند. به علاوه، در هر یک از فازهای برنامه‌ریزی استراتژیک، جزئیاتی دقیق در راستای موفقیت سازمان ارائه می‌شوند که همین امر موجب می‌شود تا روند برنامه‌ریزی استراتژیک قابلیت ارزیابی و پیگیری داشته و بتوان به خوبی در راستای اهداف سازمان گام برداشت.

مزایای به‌کارگیری مدیریت استراتژیک جهت دستیابی به اهداف سازمان

مدیریت استراتژیک در راستای دستیابی به اهداف سازمان، مستقل از رویکرد برنامه‌ریزی بوده و می‌توان آن را متناسب با فرآیندهای سازمان مورد نظر پیاده‌سازی کرد. به علاوه، مدیریت استراتژیک هر شرکت یا سازمان اطلاعاتی دقیق در رابطه با هر یک از فازهای برنامه استراتژیک مربوطه را شامل می‌شود.

۱. حفظ ارتباط و وابستگی مابین بخش‌های مختلف

از سوی دیگر، این روش منجر می‌شود مدیریت راهبردی چیست تا ارتباط و وابستگی مابین بخش‌های مختلف برنامه استراتژیک حفظ شده و بدین ترتیب راهی مناسب برای پیشبرد چرخه برنامه‌ریزی استراتژیک فراهم آورده شود.

۲. رسیدن به چشم انداز مورد نظر

به علاوه، با استفاده از تکنیک‌های مدیریت استراتژیک می‌توان به صورت مؤثرتری فازهای مختلف برنامه‌ریزی استراتژیک را طی کرده و در نهایت به چشم‌انداز مورد نظر سازمان دست یافت. همچنین این فرآیند امکان پشتیبانی جهت مدیریت ریسک بخش‌های مختلف برنامه راهبردی سازمان را فراهم می‌کند.

۳. امکان برنامه‌ریزی به صورت پویا

از دیگر قابلیت‌های این علم می‌توان به امکان برنامه‌ریزی به صورت پویا و اعمال تغییر در بخش‌های مختلف برنامه مورد نظر اشاره کرد.

۴. نظارت بر روند مدیریت راهبردی چیست چرخه برنامه تدوین شده

همچنین با به‌کارگیری تکنیک‌های مدیریت استراتژیک می‌توان بر روند چرخه برنامه‌ی تدوین‌شده نظارت داشته، کیفیت آن را تحلیل کرده و روند پیشرفت برنامه راهبردی سازمان را مورد ارزیابی قرار داد.

۵. مدیریت شرایط بحرانی

در نهایت، این فرآیند اطلاعاتی مناسب به منظور تصمیم‌گیری استراتژیک در شرایط بحرانی سازمان ارائه می‌دهد.

مدیریت استراتژیک چیست و چرا مهم است؟

برنامه‌ریزی استراتژیک از چه فازهایی تشکیل شده است؟

همان‌طور که پیش‌تر اشاره شد، چرخه برنامه‌ریزی استراتژیک، مستقل از رویکرد مورد استفاده برای توسعه یک برنامه استراتژیک بوده و شامل پنج مرحله است که عبارتند از:

  • تحلیل نیازهای تیم، شرکت یا سازمان در راستای دستیابی به هدف مورد نظر
  • طراحی برنامه‌ای متناسب با نیاز سازمان جهت دستیابی به چشم مورد نظر و عبور از شرایط بحرانی هر یک از طرح‌های تدوین‌شده و انتخاب طرحی متناسب با شرایط سازمان
  • پیاده‌سازی راهبرد انتخاب‌شده و مدیریت زمان اجرای هر یک از فازها
  • ارائه اطلاعات مورد نیاز جهت اتخاذ تصمیمات استراتژیک در سازمان

اهمیت برنامه ریزی استارتژیک در مدیریت استراتژیک

به عبارتی، هر یک از فازهای فوق پس از اتمام فاز قبلی آغاز شده و سپس در پایان مرحله پنجم از سر گرفته می‌شوند، بدین معنی که پس از ارائه اطلاعات مورد نیاز جهت اتخاذ تصمیمات استراتژیک در سازمان مجدداً نیازهای افراد، شرکت یا سازمان تحلیل شده و در صورت نیاز تغییرات لازم در برنامه اعمال می‌شوند. در همین راستا، چرخه برنامه‌ریزی استراتژیک برخلاف سالیان گذشته به فرایندی پویاتر تبدیل شده است که بدین ترتیب می‌توان متناسب با نیاز تیم، سازمان یا شرکت تغییرات مورد نظر را در هر یک از فازهای آن اعمال کرد. به عبارت بهتر، در چرخه جدید از برنامه‌ریزی استراتژیک مدیریت تغییرات باید به صورت دقیق‌تری انجام شود تا از ایجاد اختلالات و بی‌نظمی‌های احتمالی در روند مربوط به مسائل مدیریتی کاسته شود.

چرا مدیریت استراتژیک مهم است؟

در این بخش، برخی از بارزترین دلایل اهمیت به‌کارگیری مدیریت استراتژیک برای یک تیم، شرکت یا سازمان را مورد بررسی قرار می‌دهیم.

۱. رسیدن به اهداف و چشم انداز سازمان

سازمان‌ها می‌توانند با به‌کارگیری مدیریت استراتژیک و با تمرکز بر جزئیات برنامه‌ریزی استراتژیک به نتایج، اهداف و چشم‌انداز مورد نظر خود برسند. به علاوه، مدیریت راهبردی راهنمایی جامع برای ایجاد برنامه‌هایی واضح، ساده و قابل‌درک فراهم می‌کند، به طوری که این برنامه‌ها به خوبی ساختار یافته بوده با پیروی از آن‌ها می‌توان به اهداف مورد نظر دست یافت.

۲. تحلیل و بررسی کیفیت برنامه

همچنین با برخورداری از علم مدیریت استراتژیک می‌توان اطلاعاتی دقیق و روشی مناسب برای ارائه، تحلیل و بررسی کیفیت برنامه مورد نظر ارائه کرد. به عبارت بهتر، این سیستم یکسری روش استاندارد را برای ارزیابی طرح‌های استراتژیک، ارائه اطلاعاتی ارزشمند به مدیران جهت اولویت‌بندی و انتخاب طرح‌های استراتژیک مناسب فراهم می‌کند.

۳. مدیریت فازهای مختلف برنامه ریزی استراتژیک

به علاوه، از جمله دیگر دلایل اهمیت مدیریت استراتژیک می‌توان به قابلیت مدیریت فازهای مختلف برنامه‌ریزی استراتژیک با استفاده از اطلاعات جمع‌آوری شده در مرحله طراحی اشاره کرد. در واقع، این سیستم امکان نظارت بر اجرای برنامه، پیگیری روند پیشرفت، نظارت بر صحت اجرای هر فاز و رفع ریسک‌های احتمالی را فراهم می‌کند.

۴. تعریف چرخه اتفاقات غیرقابل پیش بینی

همچنین مدیریت استراتژیک قابلیت بررسی مجدد چرخه مربوط به اتفاقات غیرقابل‌پیش‌بینی و درخواست‌های متناسب با نیاز تیم، شرکت یا سازمان را فراهم می‌آورد به طوری که با ارزیابی و اولویت‌بندی هر یک بر اساس استانداردهای تدوین‌شده در برنامه‌ریزی استراتژیک و اعمال تغییرات مورد نظر می‌توان برنامه‌ای متناسب با نیاز سازمان تنظیم کرد.

۵. دیگر ویژگی‌ها

از سوی دیگر، مدیریت استراتژیک امکان نظارت بر شاخص‌های کلیدی عملکرد، بررسی شاخص‌های پیش‌بینی ریسک، آنالیز شاخص‌های نحوه عملکرد برنامه و سایر عوامل محیطی خارجی که نشان‌دهنده تغییرات بازار بالقوه هستند را فراهم می‌کند.

جمع‌بندی

با توجه به آنچه که در این مقاله بیان شد، چنانچه تیم، شرکت یا سازمانی دارید که نیاز به هماهنگی بخش‌های مختلف یا گروه‌های مختلف در راستای دستیابی به اهداف کوتاه‌مدت یا بلندمدت داشته باشد، احتمالاً به تدوین نوعی مدیریت استراتژیک نیاز دارید. داشتن هوش تجاری قوی نیز به شما در مدیریت استراتژیک بهتر کمک شایانی خواهد کرد، به همین خاطر پیشنهاد می‌کنیم با کاربرد هوش تجاری در تصمیم گیری سازمان‌ها آشنا شوید. آیا تا به حال قوانین مربوط به مدیریت استراتژیک را به کار گرفته‌اید؟ آیا با چالش‌های پیش رو در جهت دستیابی به اهداف تیم خود آگاه هستید؟ نظرات، تجربیات و پیشنهادات خود را در این باره با ما و کاربران ستاره در میان بگذارید.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین تماشا کنید
نزدیک
برو به دکمه بالا