فارکس بدون سرمایه در افغانستان

مکاتب استراتژی

فرایند استراتژی سازمان

فرایند استراتژی سازمان در مکاتب تجویزی و نوظهور شامل تدوین، اجرا و کنترل استراتژی می شود. امروزه بیشتر مباحثی که در مدیریت استراتژیک ملاحظه می کنید بررسی فرایند در مکتب تجویزی است که عمدتاً برگرفته از مکاتب طراحی، برنامه ریزی و جایگاه یابی می باشد. فرایند استراتژی بیشتر در سازمان‌های خدماتی و تولیدی مورد استفاده قرار می گیرد. بررسی استراتژی در سازمانهای غیر انتفاعی و دولتی و فرهنگی را می توان با استفاده از انتخاب یکی از مکاتب بر اساس مسأله استراتژیک سازمان انجام داد. که در بخش مکاتب استراتژی به تفصیل بحث می گردد.

مکاتب استراتژی سازمان

بر اساس طبقه بندی آقای مینتزبرگ از مکاتب استراتژی، عمدتاً مکاتب ذیل مکاتب تجویزی و مکاتب نوظهور شامل ده مکتب اصلی می شوند. کهمتخصصان دیگری نیز این مکاتب را طبقه بندی نموده اند این بخش در ۱۳ فصل به بیان مکاتب می پردازد.

اول: کلیات
دوم: طبقه بندی مکاتب از دیدگاه متخصصان

سوم: مکتب طراحی

منشا این مکتب به سلزنیک (Selznick) باز می‌گردد. کار او توسط چندلر(Chandler) دنبال و سپس توسط آندروز (Andrews) به صورت دقیق‌تری تعریف گردید. دراین مکتب شکل‌گیری استراتژی، از طریق ایجاد تطابق بین نقاط قوت و ضعف داخلی و فرصت‌ها و تهدیدهای خارجی انجام می‌شود.

دراین راستا، مدیر ارشد سازمان، استراتژی‌های ساده، شفاف و منحصر به فردی را تبیین می‌کند و ازاین لحاظ به راحتی قابل پیاده شدن است.

این مکتب حداقل تا اوایل دهه ۱۹۷۰ بر فضای استراتژیک یک غالب بوده است و حتی امروز هم به صورت نامحسوس ابعاد آموزشی و اجرایی استراتژی را تحت تأثیر دارد.

هر چند مکتب طراحی (تدبیر) در جایگاه اصلی خود توسعه نیافت ولی در تلفیق با سایر دیدگاه‌ها در زمینه‌های دیگر رشد کرد.

فصل چهارم: مکتب برنامه ریزی

مکتب برنامه‌ریزی به موازات مکتب طراحی (تدبیر) رشد کرد. این مکتب با مقالات مکاتب استراتژی اندروز و ایگورآنسف درسال ۱۹۶۵ پدیدار شد، در اواسط دهه ۱۹۷۰ به اوج تسلط خود بر دنیای استراتژی رسید و در دهه ۱۹۸۰ به تدریج به حاشیه رانده شد، هرچند تا امروز هم به عنوان زیربنای اصلی ادبیات استراتژی مورد رجوع قراردارد.

این مکتب اغلب فرضیات مکتب طراحی (تدبیر) را دربردارد؛ به استثنای این مفهوم که: فرایند تدوین استراتژی نه فقط یک کار ذهنی بلکه یک کار رسمی و سیستماتیک است که قابل تفکیک به گام‌های مشخص، کنترل با چک لیست‌ها و اجرا با فنون مدیریتی (ازجمله فنون هدف‌گذاری، بودجه‌بندی و برنامه‌ریزی، طرح‌های عملیاتی) است.

دراین مکتب نقش محوری مدیرارشد در تدوین استراتژی به طرح‌ریزان ستادی سپرده می‌شود و فرایند کار، رسمیت پیدا می‌کند. دراین‌جا تفاوت عمده این مکتب با مکتب طراحی (تدبیر)، نمایان می‌شود.

فصل پنجم: مکتب جایگاه یابی

سومین مکتب جایگاه‌یابی است. ماهیت این مکتب تجویزی است و در دهه ۱۹۸۰ با تلاش‌های مایکل پورتر (M.E. Porter) مکتب غالب بر دنیای استراتژی گردید.

این مکتب در کارکرد نظامی سابقه طولانی دارد و مفاهیم آن در ادبیات مربوط به ژنرال چینی سان تزو (Sun Tzu – ۳۴۰BC) به چشم می‌خورد.

دراین مکتب، استراتژی در قالب فرایندهای تحلیلی ساختار یافته از محیط، به منظور انتخاب جایگاه مناسب برای برتری بر رقیب تعریف می‌شود.

این رویکرد نقش تحلیل‌گران، مشاورین و آکادمیسین‌ها را در برنامه‌ریزی سازمانی برجسته کرده و داده‌های واقعی را مبنای کار قرارمی‌دهد.

درسایه این مکتب، مفاهیمی مانند گروه‌های استراتژیک، زنجیره ارزش، نظریه بازی و سایر روش‌های تحلیلی توسعه یافت.

فصل ششم: مکتب کارآفرینی

در انتهای دیگر این طیف، دیدگاه‌های کاملاً متفاوتی در مورد چگونگی شکل‌گیری استراتژی بوجود آمده است.

درمکتب کارآفرینی، دولت مشابه مکتب طراحی (تدبیر)، فرایند با محوریت مدیرارشد اجرایی انجام می‌شود، ولی برخلاف مکتب برنامه‌ریزی، مبنای کار شهود است.

این رویکرد، استراتژی‌ها را از تدابیر، طرح‌ها و جایگاه‌یابی دقیق و شفاف به چشم‌اندازهای مبهم و دورنماهای گسترده‌ای (که اغلب به واسطه چارچوب‌های فکری خاصی قابل درک است) مبدل می‌سازد.

مکتب کارآفرینی به زمینه‌های خاص، شرکت‌های کوچک با بازارهای محدود و رهبرانی قدرتمندی که نقش نجات شرکت‌های ورشکسته را برعهده دارند، توجه می‌کند.

هرچند هیچ سازمانی از دیدگاه‌های یک رهبر خلاق بی‌نیاز نیست ولی دراین رویکرد رهبر سازمان بر پیاده‌سازی استراتژی و تحقق چشم‌انداز آن کنترل نزدیک دارد.

فصل هفتم: مکتب شناختی

در مباحث آکادمیک، بحث پیرامون منشاء ایجاد استراتژی‌ها یک مبحث بسیارجذاب است. اگر استراتژی در ذهن افراد، در قالب چارچوب‌ها، الگوها، نقشه‌ها، برداشت‌ها یا تمهیدات ساخته می‌شود، ما در مورد فرایند ذهنی این شکل‌گیری چه می‌دانیم؟ از دهه ۱۹۸۰ تا به امروز مطالعات زیادی در خصوص مبانی ادراکی ساخته شدن استراتژی و مفاهیمی نظیر پردازش اطلاعات، نقشه‌برداری از ساختار دانش و مهارت‌های ادراکی انجام گرفته است.

نتیجه این مطالعات هر چند اندک بوده اما در درک انسان از چگونگی شکل‌گیری یک استراتژی بسیارمهم است.

یک شاخه این مکتب با ذهن‌گرایی بیشتر به جای تصویر ذهنی از حقیقت بیرونی (و واقعی)، تفسیرهای خلاقانه از کسب و کار را مبنای ساختن استراتژی می‌داند.

فصل هشتم: مکتب یادگیری

از بین تمام مکاتب توصیفی، تنها مکتب یادگیری که توانسته است یک جایگاه واقعی برای خود پیدا کرده و بر حوزه استراتژی تسلط یابد، مکتب یادگیری می‌باشد.

این مکتب در بستری از نظریاتی چون استراتژی گام‌به‌گام گسسته (Lindblom)، استراتژی گام‌به‌گام منطقی (Quinn)، استراتژی‌های خودجوش (Mintzberg) توسعه یافته است،

این مکتب با مکاتب قبلی کاملاً متفاوت است و درآن استراتژی‌ها پدیده خودجوشی دانسته می‌شود که در سراسر سازمان ممکن است پدیدار گردد و در بسیاری از موارد درحین اجرا رفته‌رفته تکامل می‌یابد.

فصل نهم: مکتب قدرت

فصل دهم: مکتب فرهنگی

این مکتب نقطه مقابل مکتب قدرت‌گرایی است. در قدرت‌گرایی تمرکز بر مطلوبیت‌های فردی و جزنگری بود و اساس این مکتب بر مطلوبیت‌های جمعی و یکپارچگی است.

ریشه استراتژی درمکتب فرهنگی، نقاط قوت جمعی جامعه است.

این مکتب نیز مشابه مکتب قدرت‌گرایی، یک جریان ضعیف ولی کاملاً متمایز از ادبیات استراتژی، را به خود اختصاص داده است، دراین مکتب شرکت‌های ژاپنی پیشتازند و تنها پس از موفقیت‌های آنان در دهه ۱۹۸۰ بود که توجه شرکت‌های آمریکایی به آن جلب شد.

در اروپا نیز کشور سوئد، مطالعات قابل توجهی دراین راستا انجام داده است.

فصل یازدهم: مکتب محیطی

این مکتب شاید دقیقاً الگوهای استراتژی را تبعیت نکند، ولی مبنای آن که توجه به توسعه درجات آزادی سازمان برای مانور در مقابل تغییرات محیطی است، یک مفهوم جذاب استراتژیک است. مبنای علمی این مکتب را می‌توان نظریه اقتضایی دانست و ساز وکار اصلی آن، تشخیص پاسخ مناسب سازمان به شرایط مقطعی محیط است.

دراین مکتب، رویارویی سازمان با محیط، مورد توجه قرارمی‌گیرد و به نوعی تلفیقی از مکتب قدرت و مکتب ادراکی شمرده می‌شود.

فصل دوازدهم: مکتب شکل دهی

در نهایت به این مکتب که درعمل و درادبیات استراتژی جایگاه ویژه‌ای یافته است، پرداخته می‌شود.

این مکتب از یک سو توصیفی است و سازمان‌ها را به صورت گروه‌هایی از رقبا می‌نگرد، و از سوی دیگر تمام مکاتب را درجای خود معتبر دانسته و آن‌ها را یکپارچه تصور می‌کند.

برای مثال مکتب برنامه‌ریزی، برای سازمان‌های مکانیکی در محیط نسبتاً پایدار، رویکردی اثربخش خواهد بود؛ درعین حال مکتب کارآفرینی برای شرایط راه‌اندازی یک کسب و کار، کارساز است.

سازمان‌ها در چرخه عمر خود مراحل مختلفی را تجربه می‌کنند و این را می‌توان نوعی دگردیستی دانست.

مکتب تلفیقی هریک از مکاتب را برای یک مرحله ازاین دگردیستی مناسب می‌داند و تضاد ظاهری بین آن‌ها را در یکپارچگی و کامل‌کنندگی تعریف می‌کند.

فصل سیزدهم: شناسایی موضوعات جدید در مدیریت استراتژی

بیشتر برنامه ریزیها براساس دیدگاه عقلایی، دارای شکل «آرمانها و اهداف ـ طرحها و اقدامات ـ منابع مورد نیاز» می‌باشند.

در این مدلها، ابتدا آرمانها و اهداف سازمان تبیین شده، سپس طرحها و اقدامات لازم تعیین و در نهایت منابع مورد نیاز برای انجام برآورد می‌گردند.

تغییر در شرایط محیط، سیاستها، نگرشها، دیدگاهها، ساختارها، نظامها و . . . عواملی هستند که بر آرمانها و اهداف برنامه ریزی تأثیر گذاشته و در نهایت باعث تغییر برنامه می‌گردند.

برنامه ریزی در شکل عقلایی فوق، ظرفیت و مکاتب استراتژی توانایی مقابله با چنین تغییراتی را نداشته و منجر به شکست می‌گردد.

این شرایط موجب رشد این تفکر شد که در برنامه ریزی باید بتوان مطابق با تغییرات، جهت حرکت سازمان را تغییر داد و جهت و رفتار جدیدی را در پیش گرفت.

این نگرش زمینه‌ساز ابداع برنامه ریزی استراتژیک شد.

برخلاف برنامه ریزی سنتی که در آن آرمانها و اهداف تعیین می‌شوند هدف برنامه ریزی استراتژیک، تبیین و تدوین استراتژی است.

بسته به نوع، تنوع و ماهیت تغییرات موجود در محیط می‌توان ترکیبی از برنامه ریزی سنتی و برنامه ریزی استراتژیک را بکار برد.
تعاریف مختلف و متفاوتی از استراتژی ارائه شده است. در اینجا تعریفی ارائه می‌شود که بتواند مفهوم آن را در برنامه ریزی استراتژیک مشخص نماید.

استراتژی برنامه، موضع، الگوی رفتاری، پرسپکتیو، سیاست یا تصمیمی است که سمت و سوی دیدگاهها و جهت حرکت سازمان را نشان می‌دهد.

استراتژی می‌تواند تحت سطوح سازمانی، وظایف و محدوده زمانی متفاوت تعریف شود.
برنامه ریزی استراتژیک گونه‌ای از برنامه ریزی است که در آن هدف، تعریف و تدوین استراتژیهاست.

از آنجایی که استراتژی می‌تواند دارای عمر کوتاه یا بلند باشد برنامه ریزی استراتژیک می‌تواند برنامه ریزی بلندمدت یا کوتاه‌مدت باشد اما متفاوت از آنهاست.

جنگل استراتژی | مکاتب استراتژی از دیدگاه مینتزبرگ

کتاب جنگل استراتژی - هنری مینتزبرگ

یکی از ویژگی‌های دانش استراتژی، وجود دیدگاه‌های متنوع و اختلاف‌نظرهای فراوان در میان استراتژیست‌هاست.

دانشمندان و متخصصان استراتژی، هر یک تعریفی متفاوت از استراتژی ارائه می‌کنند و آن را به شکل مطلوب خود در گفته‌ها و نوشته‌هایشان به‌کار می‌برند.

اختلاف‌ها صرفاً در حد معنای یک واژه نیست؛ بلکه در مرحله‌ی اجرا و پیاده‌سازی استراتژی نیز، مدیران و صاحب‌نظران، فرایندها و مسیرهای بسیار متفاوتی را به‌کار می‌گیرند.

اگر با این تنوع آشنا نباشید و آن را به رسمیت نشناسید، به سرعت در دنیای پیچیده و درهم استراتژی، گیج و سردرگم می‌شوید و گرفتار بازیِ درست و نادرست در استراتژی خواهید شد: این‌که چه کسی استراتژی را درست فهمیده و چه کسی درک درستی از آن ندارد.

کتاب جنگل استراتژی هنری مینتزبرگ می‌کوشد تنوع مکاتب استراتژی را به خواننده‌ی خود یادآوری کند.

چگونه می‌توانیم ظرفیت خود را برای درکِ این فضای گسترده، توسعه دهیم؟

چه کار کنیم که استراتژی را از فاصله‌ای بالاتر و با یک دید کلان ببینیم و بتوانیم بدون گرفتار شدن در دام اختلاف‌نظرها، دستاوردهای متنوع صاحب‌نظران را در زندگی و کسب و کار خود به‌کار بگیریم؟

یکی از راهکارها، مطالعه و مرور کتاب جنگل استراتژی است.

هنری مینتزبرگ و همکارانش، کتاب جنگل استراتژی (Strategy Safari) را با این هدف نوشته‌اند که گستردگی و تنوع دیدگاه‌ها را به مخاطبان خود گوشزد کرده و آن‌ها را برای ورود به این سرزمین پهناور آماده کنند.

معرفی کتاب جنگل استراتژی

کتاب جنگل استراتژی در سال ۱۹۹۸ منتشر شده است. از جامعیت کتاب، همین بس که اکنون پس از دو دهه، هنوز جایگاه خود را مکاتب استراتژی نه‌تنها به عنوان یک کتاب کلاسیک، بلکه در جایگاه یک کتاب عمیق آموزنده و کاربردی حفظ کرده و خواندن آن، هرگز حس قدیمی‌ بودن یا کهنه‌شدن را به خواننده القا نمی‌کند.

مینتزبرگ و همکارانش، چنان‌که در فصل اول کتاب می‌گویند، حدود ۲۰۰۰ منبع مختلف را مرور کرده‌اند و کوشیده‌اند دیدگاه‌های مختلف در زمینه‌ی استراتژی را طبقه‌بندی کنند.

آن‌ها در نهایت به این نتیجه رسیده‌اند که استراتژی در ذهن و زبان نویسندگان، متفکران و مدیران، با ده معنای مختلف به کار می‌رود. در کتاب جنگل استراتژی، هر یک از این دیدگاه‌ها با عنوان یک مکتب (School) در استراتژی معرفی شده‌اند.

رابطه‌ی مکاتب استراتژی با یکدیگر چگونه است؟

رابطه‌ی مکتب‌های مختلف استراتژی، یکی از مهم‌ترین نکاتی است که مینتزگ به آن توجه دارد: «مکاتب استراتژی یکدیگر را نقض نمی‌کنند؛ بلکه هر یک از زاویه‌ی متفاوتی به استراتژی نگاه می‌کنند.»

مینتزبرگ در ابتدای کتاب خود به حکایت فیل در تاریکی اشاره می‌کند و توضیح می‌دهد که رابطه‌ی مکاتب مختلف استراتژی با دانش استراتژی نیز از جنس رابطه‌ی همان انسان‌ها با فیل است.

مکاتب دهگانه استراتژی یکدیگر را تکمیل می‌کنند

خواندن چند جمله‌ی منتخب از فصل اول کتاب، می‌تواند به درک بهتر پیام مینتزبرگ و همکارانش کمک کند:

ما همان انسان‌ها در اتاق تاریک هستیم و استراتژی، فیلِ داستان است.

چون هیچ‌کس چشمی ندارد که بتواند تمام هیکل فیل را یک‌جا ببینید، هر کس دستش به قسمتی از بدن فیل می‌رسد و درباره‌ی آن حرف می‌زند.

قطعاً اگر قطعات جداشده‌ی یک فیل را به یکدیگر بچسبانیم، به یک فیل [زنده] نمی‌رسیم. فیل چیزی بیش از این است.

اما به هر حال برای درک کلیت یک موجود، از شناخت تک تک اجزاء آن بی‌نیاز نمی‌شویم.

شاید فیل، در یک خرطوم خلاصه نشود؛ اما بی‌تردید، فیل خرطوم دارد و دشوار است که فیل‌ها را بدون توجه به خرطوم آن‌ها درک کنیم.

ما هم در این کتاب، نمی‌توانیم فیلِ استراتژی را به شما نشان بدهیم. اما شاید راه یافتن آن را پیش‌ پایتان قرار دهیم.

با وجودی که فضای استراتژی، چندان لطیف نیست و نویسندگان این کتاب هم، نتوانسته‌اند از زیر سنگینی این فضا شانه خالی کنند، اما در بخش‌های مختلف کتاب، هنوز هم ظرافت نگاه آن‌ها را می‌توان دید.

نویسندگان در صفحه‌ی تقدیم،‌ قسمتی از نوشته‌ی اِی. اِی. میلن (A. A. Milne) درباره‌ی وینی پو (Winnie-the-Pooh) آن خرس دوست‌داشتنی معروف را نقل می‌کنند:

بعضی آدم‌ها، بازدید از باغ‌وحش را دقیقاً از تابلوی «ورود» شروع می‌کنند و به سرعت از کنار قفس‌ها، یکی پس از دیگری، عبور می‌کنند تا به تابلوی «خروج» برسند.

اما آدم‌های خوب‌تر مستقیماً به سراغ حیوانی که دوست دارند می‌روند و کنار او می‌مانند.

و سپس، جمله‌ی زیبای خودشان را اضافه می‌کنند:

جمله تقدیم در کتاب جنگل استراتژی

هر چقدر هم که سعی کنیم بحث کتاب جنگل استراتژی را با نقل جملات لطیف و مفاهیم بنیادین آن، ساده و دوست‌داشتنی کنیم، چاره‌ای نداریم تا بالاخره به سراغ بحث اصلی کتاب برویم: مکاتب دهگانه‌ی استراتژی.

البته در این‌ درس قصد نداریم هر یک از این ده مکتب را به تفصیل و با جزئیات بررسی کنیم؛ بلکه هر مکتب را صرفاً در حد چند جمله معرفی می‌کنیم. بعداً در درس‌های مختلف، بسته به موضوع، به این طبقه‌بندی‌ بازخواهیم گشت و از روش نگاه مینتزبرگ استفاده خواهیم کرد.

دسترسی کامل به مجموعه درس‌های استراتژی و تفکر استراتژیک برای اعضای ویژه متمم در نظر گرفته شده است.

با عضویت ویژه‌ی متمم، علاوه بر دسترسی به این درس‌ها، به درس‌های متنوع دیگری نیز دسترسی خواهید داشت که می‌توانید فهرست آنها را در اینجا ببینید:

شاید برایتان جالب باشد که بررسی‌های ما نشان داده در میان دوستان متممی، کسانی که به استراتژی و تفکر استراتژیک علاقه‌مند بود‌ه‌اند، برای مطالعه‌ی درس‌های زیر هم وقت گذاشته‌اند:

دوره MBA (پیگیری منظم مجموعه درس‌ها)

اگر با فضای متمم آشنا نیستید و دوست دارید درباره‌ی متمم بیشتر بدانید، می‌توانید نظرات دوستان متممی را درباره‌ی متمم بخوانید و ببینید متمم برایتان مناسب است یا نه. این افراد کسانی هستند که برای مدت طولانی با متمم همراه بوده و آن را به خوبی می‌شناسند:

به خاطر داشته باشید که در این درس، قرار نیست نام این مکاتب را حفظ کنیم یا بتوانیم هر یک را به تفصیل و با جزئیات فراوان توضیح دهیم.

قطعاً در درس‌های دیگر، بارها به این نکات و اصطلاحات اشاره خواهیم کرد. اما فعلاً هدف درس این بوده که گستردگی حوزه‌ی استراتژی را درک کنیم و کمی متواضعانه‌تر، با این دانش گسترده و چندوجهی روبرو شویم.

شاید مناسب باشد اکنون که مکاتب مختلف را به صورت بسیار مختصر شناخته‌اید، یک بار دیگر چند جمله‌ی اول درس را بخوانید و مرور کنید.

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری استراتژی کسب و کار به شما پیشنهاد می‌کند:

چند مطلب پیشنهادی از متمم:

برخی از سوالهای متداول درباره متمم (روی هر سوال کلیک کنید)

متمم مخففِ محل توسعه مهارتهای من است؛ یک فضای آموزشی آنلاین برای بحث‌های مهارتی و مدیریتی.

برای کسب اطلاعات بیشتر می‌توانید به صفحه‌ی درباره متمم مراجعه کنید.

ما برای هر یک از درس‌های متمم، یک نقشه راه داریم که به یادگیری آن درس کمک می‌کند.

می‌توانید با مراجعه‌ به صفحه‌ نقشه راه یادگیری، عنوان درس‌های مختلف متمم را ببینید.

همچنین می‌توانید دوره MBA متمم را ببینید.

شما می‌توانید بدون پرداخت پول در متمم به عنوان کاربر آزاد عضو شوید. اما به چیزی در حدود نصف درسهای متمم دسترسی خواهید داشت.

پیشنهاد ما این است که پس از ثبت نام به عنوان کاربر آزاد، با خرید اعتبار به کاربر ویژه تبدیل شوید.

اعتبار را می‌توانید به صورت ماهیانه (۷۴ هزار تومان)، فصلی (۱۹۰ هزار تومان)، نیم‌سال (۳۴۵ هزار تومان) و یکساله (۵۸۵ هزار تومان) بخرید.

برای اطلاعات بیشتر لطفاً به صفحه‌ی ثبت نام مراجعه کنید.

مجموعه گسترده و متنوعی از فایلهای صوتی رایگان در رادیو متمم ارائه شده که می‌توانید هر یک از آنها را دانلود کرده و گوش دهید.

۱۷ نظر برای جنگل استراتژی | مکاتب استراتژی از دیدگاه مینتزبرگ

پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

نویسنده‌ی دیدگاه : محمدرضا شعبانعلی

من این کتاب را چند سال پیش در کتاب‌فروشی دیدم اما آن را نخریدم (البته فقط جلد را دیدم و چنین تصمیمی گرفتم).

نمی‌دانم قضاوت اولیه‌ی من درباره‌ی ترجمه‌ی کتاب بر پایه‌ی وسواس بوده یا منطق. اما نکته‌ای که باعث شد از خرید کتاب صرف‌نظر کنم، تیتر دومی بود که برای کتاب انتخاب شده بود: «کارآفرینی به عنوان یک مکتب».

این کتاب مشخصاً درباره‌ی استراتژی است و ارتباطی به کارآفرینی ندارد. از کتاب‌های پایه‌ای استراتژی هم هست (درست مانند این‌که کسی قرآن را منتشر کند و زیرش تیتر بزند: کتاب مقدس مسیحیان).

نکته‌ی نگران‌کننده‌ی دیگر، نقض غرض نویسنده بود. نویسنده تأکید کرده بود که استراتژی یک فیل است که باید از همه‌ی جوانب به آن نگاه شود و این‌که مترجم فقط یکی از ده عنوان را روی جلد بیاورد، به فضاوت من، شوخی بسیار تلخی با مینتزبرگ است.

ضمن این‌که اساساً در این کتاب، مکتب کارآفرینی یا کارآفرینی به عنوان یک مکتب مطرح نشده که چنین چیزی را روی جلد بیاوریم. هر ده مکتب مطرح شده در کتاب، مکاتب استراتژی هستند و فصلی هم که اشاراتی به کارآفرینی دارد،‌ مکتب استراتژی با نگاه کارآفرینانه است که هیچ ارتباطی به کارآفرینی به عنوان یک مکتب ندارد.

در نهایت به نتیجه رسیدم که ممکن است مترجمان، به خاطر سابقه‌ی دانشگاهی در زمینه‌ی کارآفرینی و نیاز به انتشار یک عنوان جدید و ثبت در رزومه، ترجیح داده‌اند عنوان کتاب را تغییر داده و آن را به عنوان کتابی در زمینه‌ی کارآفرینی معرفی کنند.

البته این‌که فرض کنیم چون عنوان عمداً اشتباه ترجمه شده، متن هم دقیق نیست، می‌تواند خطای هاله‌ای باشد.

اما فرض شخصی من این است که عشق مترجم به کتاب، نقش مهمی در کیفیت ترجمه دارد و اگر شواهدی وجود داشته باشد که کتاب با هدف دیگری ترجمه شده، به سختی می‌توان به چنین عشق و علاقه‌ای امید بست.

به هر حال تیتر فرعی کتاب اصلی گشت و گذاری در دنیای مدیریت استراتژیک است و نه کارآفرینی به عنوان یک مکتب.

استراتژی از دید هنری مینتزبرگ

استراتژی از دید هنری مینتزبرگ

هنری مینتزبرگ یکی از صاحب‌نظران برجسته استراتژی است و در سال 1939 در كانادا متولد شد. مدرك كارشناسی مهندسی مكانیك را از دانشگاه مك گیل و كارشناسی ارشد و دكترای مدیریت را از دانشگاه (MIT) اخذ کرد. مینتزبرگ بیش از 14 كتاب مکاتب استراتژی و 140 مقاله منتشر كرده است. نوشته های او عمدتا در زمینه سبكهای مدیریتی، راهبرد و تئوری‌های سازمانی است. او را قهرمان «استراتژی خلاق» لقب داده‌اند و برخی نشریات او را جزو 10 متفكر برتر مدیریت در جهان شناخته‌اند. نظریه «نقشهای مدیریتی» وی به صورت گسترده‌ای رواج یافته است. او براین باور است كه طبیعت كار مدیریت، ساختاریافته و قابل پیش‌بینی و تنظیم نیست. مدیران در شرایط پیش‌بینی نشده بیشتر بر اساس بصیرت شخصی تصمیم می‌گیرند تا تجزیه و تحلیل اطلاعات. بنابراین مینتزبرگ بیشتر بر خلاقیت و الگوسازی تاكید می‌كند و بر وجه هنری مدیریت بیشتر اصرار می‌ورزد تا وجه علمی آن. به تعبیر او دانشی كه مدیران در محیط كار خود به دست می آورند از مهارتهای عمومی مدیریت باارزش‌تر است.

مینتزبرگ را می‌توان شناخته شده‌ترین منتقد برنامه‌های آموزش مدیریت به سبك سنتی و آنچه فرهنگ مدیریت اجرایی نامیده می‌شود، دانست.

جملات مهم مینتزبرگ

  1. مدیریت، بیش از هرچیز، عملی است که در آن هنر، علم و صنعت با یکدیگر تلفیق می‌شوند.
  2. وقتی جهان قابل پیش‌بینی است شما به افراد باهوش نیاز دارید، وقتی جهان غیر قابل پیش‌بینی است شما به افراد سازگار نیاز دارید.
  3. استراتژی پیامد برنامه‌ریزی نیست، نقطه‌ی شروع آن است.
  4. یادگیری در حال انجام کار به درستی انجام می‌شود.
  5. استراتژی، الگویی در جریان تصمیمات است.

جملات معروف هنری مینتزبرگ

جملات معروف هنری مینتزبرگ

جملات معروف هنری مینتزبرگ

جملات معروف هنری مینتزبرگ

جملات معروف هنری مینتزبرگ

مینتزبرگ و استراتژی

هنری مینتزبرگ در کتاب خود با عنوان «ظهور و افول برنامه‌ریزی استراتژیک» می‌گوید افراد «استراتژی» را به معانی مختلفی بکار می‌برند که می‌توان در پنج گروه اصلی تقسیم‌بندی کرد.

  1. برنامه. استراتژی برنامه ای برای برخورد با شرایط است. قبل از انجام اقدامات احتمالی باید برنامه ای تهیه شود همچنین مهم است که برنامه به طور آگاهانه دنبال شود رسیدن به اهداف تنها با یک برنامه خوب امکان پذیر است.
  2. الگو. در جایی که برنامه ریزی در مورد استراتژی مورد نظر است، الگوها در مورد استراتژی هایی است که قبلاً اجرا شده است. از یک سو ، استراتژی هایی وجود دارد که به نتیجه مورد نظر خود دست یافتند. از سوی دیگر، استراتژی هایی وجود دارد که هنوز باید با جزئیات بیشتری مورد بررسی قرار گیرند.
  3. موقعیت. این در مورد موقعیت سازمان در بازار ، تعامل بین زمینه داخلی و خارجی است. این مهم است که از قبل با دقت در نظر بگیرید که سازمان چگونه می خواهد موقعیت خود را تعیین کند. موقعیت می‌تواند به طور قابل توجهی به ایجاد مزیت رقابتی پایدار کمک کند. موقعیت استراتژیک در برابر رقبا می تواند به طور قابل توجهی به ایجاد مزیت رقابتی پایدار کمک کند و به سازمان جایگاه محکمی در بازار می دهد.
  4. دورنما (چشم‌انداز). استراتژی چیزی بیشتر از موقعیت انتخاب شده است. همچنین در مکاتب استراتژی مورد چشم انداز بزرگتر است این مهم است که دریابید مخاطبان هدف مختلف چگونه سازمان را درک می کنند.
  5. شگرد. همچنین استفاده از شگرد یک انتخاب استراتژیک است. به عنوان مثال چیزی که رقبا انتظار ندارند. سازمانها می توانند محیط خود را با اجرای طرحی که هیچکس در آینده نمی بیند شگفت زده کنند.

نظریه‌های هنری مینتزبرگ

نظریه اول - استراتژی نوظهور (Emergent Strategy)

استراتژی‌ نوظهور مفهومی است که برای اولین بار توسط هنری مینتزبرگ معرفی شد. وی استراتژی را بر اساس میزان عامدانه بودن آن به شکل‌های زیر تقسیم‌بندی می‌کند:

  1. استراتژی خواسته: چیزی است که یک کسب و کار آن را عامدانه انتخاب کرده و امیدوار است که آن را اجرا کند. معمولاً این استراتژیها با جزئیات دقیق در برنامه استراتژیک تشریح می‌شوند. هنگامی که یک برنامه استراتژیک برای سرمایه‌گذاری جدید نوشته می‌شود، به آن یک بیزینس پلن یا «طرح کسب و کار» گفته می‌شود.
  2. استراتژی‌های نوظهور: یک استراتژی برنامه‌ریزی نشده است که در پاسخ به فرصتها و چالش‌های غیر‌منتظره بوجود می‌آید. گاهی اوقات استراتژی‌های نوظهور موجب فاجعه می‌شوند و گاهی هم ممکن است شرکت را نجات دهند.
  3. استراتژی‌های تعمدی: یک بخشی از استراتژی‌های خواسته یا نیات استراتژیک شرکت است که در طول زمان آن را دنبال می‌کند.
  4. استراتژی تحقق‌یافته: نوعی از استراتژی است که سازمان در عمل آن را انجام می‌دهد. این استراتژی‌ها نشان دهنده مسیری است که مدیران کسب و کار در عمل آن را پیگیری می‌کنند.

پیشنهاد می‌شود برای اطلاعات دقیق‌تر به صفحه استراتژی نوظهور مراجعه کنید.

نظریه دوم - نسل جدید استراتژیست‌ها

میتنزبرگ می‌گوید که نقش جدید برنامه‌ریزان استراتژیک شامل سه جزء است:

  • برنامه‌ریزان به‌عنوان یابندگان. برنامه‌ریزان باید جستجوگران فعال برای استراتژی‌های کلیدی باشند که از مدیریت ارشد منشأ می‌گیرند و اغلب غیرآگاهانه هستند. برنامه‌ریزان باید دائماً در حال پرسه‌زدن باشند و «در میان ویرانه‌های تجربیات شکست‌خورده، اقداماتی که ظاهراً اتفاقی هستند و یادگیری‌های بی‌نظم» چیزهایی کشف کنند. برنامه‌ریزان باید در ارتباط با اقدامات درون و بیرون سازمان که می‌تواند به استراتژی‌های نوین و مهم منجر شود هوشیار باشند.
  • برنامه‌ریزان به‌عنوان تحلیل‌گران. برنامه‌ریزان به‌طور سنتی کم و بیش این نقش را ایفا می‌کنند. با این حال مینتزبرگ می‌گوید لازم است برنامه‌ریزان دید وسیع‌تری به نقش حمایتی تحلیلی خودشان داشته باشند تا مدل‌ها و رویکردهای ادراکی و فرایندهای جدیدی برای رسیدگی به مشکلات ارائه کنند به طوریکه تحلیل‌های ارائه شده توسط برنامه‌ریزان مبنای تمام تصمیمات استراتژیک شرکت باشد.
  • برنامه‌ریزان به‌عنوان تسهیل‌گران. برنامه‌ریزان باید مدیران را تشویق به تفکر خلاق درباره آینده کنند. این برنامه‌ریزان نقش خود را این‌گونه می‌بینند که عقل متعارف را مورد پرسش قرار دهند. آنها نماد تفکر خلاق و حمایت از رویکردهای متفاوت به کسب و کارند.

پیشنهاد می‌شود اطلاعات بیشتر را در صفحه نسل جدید استراتژیست‌ها مطالعه فرمایید.

نظریه سوم – مکاتب استراتژی

مینتزبرگ در کتاب «جنگل استراتژی»، استراتژی را در قالب جنگلی که حیوانات گوناگون را در خود جای داده مطرح می‌سازد و هر یک از آن‌ها را سمبل یک مکتب فکری در ارتباط با فرایند شکل‌گیری استراتژی معرفی می‌کند.

مکاتب استراتژی از دید هنری مینتزبرگ

ده مکتب استراتژی از دید هنری مینتزبرگ عبارتند از:

  1. مكتب طراحي: تدوين استراتژي به عنوان يك فرايند مفهومي
  2. مكتب برنامه‌ريزي: تدوين استراتژي به عنوان يك فرايند رسمي
  3. مكتب موقعيت‌يابي: تدوين استراتژي به عنوان يك فرايند تحليلي
  4. مكتب كارآفريني: تدوين استراتژي به عنوان يك فرايند تخيلي و بينشي
  5. مكتب شناختي: تدوين استراتژي به عنوان يك فرايند ذهني و فكري
  6. مكتب يادگيري: تدوين استراتژي به عنوان يك فرايند نو ظهور
  7. مكتب قدرت: تدوين استراتژي به عنوان يك فرايند مذاكره
  8. مكتب فرهنگي: تدوين استراتژي به عنوان يك فرايند جمعي
  9. مكتب محيطي: تدوين استراتژي به عنوان يك فرايند واكنشي
  10. مكتب تركيب‌بندي: تدوين استراتژي به عنوان يك فرايند تحول و دگرگوني

مکاتب ده‌گانه در این کتاب به سه دسته تقسیم می‌شوند که عبارت‌اند از: مکاتب تجویزی، توصیفی و ترکیبی مکاتبی که ماهیت تجویزی دارند به این نکته می‌پردازد که "استراتژی‌ها چگونه باید تشکیل شوند". مکاتب توصیفی "چگونگی شکل‌گیری استراتژی‌ها و نحوه‌ی عمل کردن) آن‌ها را بررسی می‌کند و مکاتب ترکیبی که مفهوم تغییر در سازمان را دربردارند، ترکیبی از مکاتب دیگر هستند.

این مقاله در تاریخ 1400/07/12 توسط دکتر عباس خدادادی در سایت سایت تخصصی هوشمندی استراتژیک منتشر شده و در تاریخ 1400/07/13 بروزرسانی گردید.
لینک منبع: منبع مقاله در سایت

پیشنهاد می‌شود برای آشنایی بیشتر با مفهوم استراتژی حتماً این مطالب را هم ببینید:

استراتژی از دید مایکل پورتر

استراتژی از دید مایکل پورتر

در این پست چهار نظریه مهم پورتر (نیروهای رقابتی، استراتژی‌های رقابتی، زنجیره ارزش و الماس پورتر) به مکاتب استراتژی همراه جملات کلیدی ارائه شده است.

مدیریت استراتژیک (تعاریف + مراحل + مزایا + مکاتب)

مدیریت استراتژیک (تعاریف + مراحل + مزایا + مکاتب)

مدیریت استراتژیک کمک می‌کند تا کسب و کار در کوتاه‌مدت مسائل عملیاتی هدفمندتر و در بلندمدت سودآوری پایداری داشته باشد.

مشاور استراتژی و مشاوره مدیریت استراتژیک دکتر عباس خدادادی

مشاور استراتژی و مشاوره مدیریت استراتژیک دکتر عباس خدادادی

خدمات مشاوره‌ای برنامه‌ریزی و اجرای استراتژی با بهره‌گیری از مدل‌های کاربردی تجربه بیش از 60 طرح در صنایع مختلف کشور ارائه می‌شود.

دوره برنامه ریزی استراتژیک در عمل - جامع و کاربردی

دوره برنامه ریزی استراتژیک مکاتب استراتژی در عمل - جامع و کاربردی

یک برنامه استراتژیک را تدوین کرده و بتوانید مراحل آن را برای دفعات بعد و در موضوعات مختلف انجام دهید.

استراتژی چیست؟ شرح کامل به زبان ساده و کاربردی همراه با فیلم آموزشی

استراتژی چیست؟ شرح کامل به زبان ساده و کاربردی همراه با فیلم آموزشی

استراتژی یعنی شناسایی و انتخاب راه‌هایی برای مواجه شدن با آینده یا ساختن آن.

7 دوره تکامل مدیریت استراتژیک (70 سال در 1 جدول)

مدیریت استراتژیک شامل هفت پارادایم اصلی است. در این مقاله، اطلاعات کاملی در خصوص مهمترین‌ روندهای آن بررسی شده است.

تیم مدیریت، مشاوره، برندسازی و فروش سیدی

شکل گیری استراتژی41

ما با ترکیب تعاریف استراتژی ارائه شده به وسیله محققان ممتاز در شکل گیری استراتژی ، تفکر جدیدی را آشکار کرده ایم. با جدا كردن مفهوم استراتژي از فرآيند شكل گيري استراتژي ، مي توان بخشي از سردرگمي راجع به موضوع استراتژي را كاهش داد. معنی استراتژی به عنوان یک مدل هنجاری ارائه می شود که اعتبار آن برای همه شرکت ها است. روال شکل گیری استراتژی ،متوجه به شرایط خاص شرکت است و می تواند از نظر تنوع گسترده ای که در سازمان های مختلف ایجاد می کند .

مبانی تدوین استراتژی
مدیریت استراتژیک یک رشته بسیار گسترده است ، دامنه آن شامل کل ساختار تصمیم گیری استراتژیک سازمان است ، از فرایندهای مدیریت و تصمیمات گرفته تا فعالیت های انجام شده در تمام واحدهای عملکردی آن. تمرکز اصلی این رشته انجام فرایند مدیریت استراتژیک است که تقریباً تمام فعالیت ها و عملکردهای انجام شده را پوشش می دهد تا سازمان بتواند به خوبی از پس تحولات درازمدت برآید.

ماهیت سیستماتیک فرایند مدیریت استراتژیک در نحوه تقسیم آن به سه مرحله مشخص است: فرمول بندی استراتژی ، اجرای استراتژی ، و ارزیابی و کنترل استراتژی.

استراتژی کسب و کار

مکاتب اصلی شکل گیری استراتژی

  • پارادایم تجویزی یا پیش تدبیری
  • پارادایم توصیفی یا تجربی – انطباقی
  • پارادایم تلفیقی

مدیریت شکل گیری استراتژی متاثر از مکتب تجویزی یا پیش تدبیری

این رویکرد آغازگر مباحث استراتژی به شمار آمده و حاصل یک فرآیند تحلیلی و قاعده مند بوده در این رویکرد تدوین استراتژی فرآیندی گام به گام است و برای هر گام آن دستورالعملهای مشخصی تجویز شده و تکنیکهایی همانند تحلیل SWOT، ماتریس BCG، ماتریس ارزیابی جایگاه استراتژیک SPACE، ماتریس داخلی و خارجی JEM و ماتریس شکل گیری استراتژی کلان بعنوان این رویکرد شمرده می شوند.

شرایط محیط فردا را امتداد خطی شرایط امروز فرض می کند و توجهی به تغییر رویکرد و قواعد حاصل از آن را ندارد و صرفاًَ تنها در محیطی کارایی دارد تحولات آن نیز اندک و کند می باشد این رویکرد ذهن انسان را در قالب یک فرآیند گام به گام به پیش می برد و این خود مانع بزرگی برای پرواز ذهن به اوج خلاقیت ها می باشد و هنوز هم زیربنای اصلی مباحث علمی برنامه ریزی و مدیریت استراتژیک را این رویکرد تشکیل می دهند.

که می توان در این رابطه تعریفی بدینگونه داشت.

الف: مدیریت استراتژیک عبارت است از طراحی و تنظیم و ارزیابی کلیه اقدامات و عملیاتی است که سازمان را قادر می سازد آینده خود را دقیق تر و روشن تر ترسیم نماید.

ب: مدیریت استراتژیک یک فرآیند تصمیم گیری است که می تواند عوامل کلیدی محیط درون سازمان و یا کسب و کار را با فرصتها و تهدیدات محیط بیرونی سازمان و یا کسب و کار به نحوی به هم ربط دهد که ارزش هر یک از عوامل در تحقق اهداف به خوبی مشخص گردد از تعاریف فوق می توان گفت رویکرد تجویزی از تعامل 4 عامل قوت، ضعف، فرصت و تهدید به منظور ارائه الگوی مناسب تدوین چشم انداز و تدوین شکل گیری استراتژی استفاده می نماید.

مکاتب اصلی شکل گیری استراتژی

مدیریت شکل گیری استراتژی متاثر از مکتب توصیفی

مکتب توصیفی یا تجربی انطباقی در حقیقت روشن ساختن حیطه شکل گیری استراتژی است و مدیریت استراتژیک در چارچوب این مکتب در قالب برنامه، خط مشی، الگوی موقعیت یا نگرش تعریف می شود که خواستار تغییرات سریع و غیرخطی و غیر قابل پیش بینی بوده و محیط را عاملی دانستند که به شدت اثربخشی مکتب تجویزی را تحت شعاع قرار می دهد.

لذا در شرایط تغییر و تحول ارزیابی و ارزشیابی مطمئن از تهدیدات و فرصتهای محیط بیرونی سازمان و یا کسب و کار غیر ممکن و ارزیابی نقاط قوت و ضعف درون سازمان و کسب و کار غیر واقعی و متاثر از برداشتهای متفاوت مدیران و در نتیجه غیر قابل اطمینان خواهد بود. که می توان اینگونه تعبیر نمود مدیریت استراتژیک یک فرآیند تصمیم گیری متکی بر آزمایش و تجربه است که یک راه حل اقتضائی و انطباقی کلان مبتنی بر تفکر و اقدام استراتژیک به موقع را مدنظر دارد.

نظرات برخی از دانشمندان سرآغاز رویکرد جدیدی در استراتژی بشمار می آید صاحبان این مکتب شیوه تحلیلی در تدوین شکل گیری استراتژی را مردود دانسته و براین باورند که استراتژی از مباحث علت و معلول و متعلق به حوزه علوم است و نه منطق، لذا فرآیندهای گام به گام از پیش تعریف گردیده نمی تواند ما را به تصمیمات درست استراتژیک هدایت نماید این شکل گیری استراتژی حاصل ذهن بوده و بهترین حالت آن زمانی است که یک ذهن منفرد و مطلع بستر تهیه استراتژی را فراهم آورد.

یک استراتژی بدیع، خلاق و اثربخش الزاماً از روشهای قاعده مند حاصل نمی شود اگر قصد رسیدن به مقصدی متفاوت از آنچه امروز به آن رسیده و داریم باید راهی را رفت که تاکنون در آن پا ننهاده ایم هر چند هیچ راهی برای دستیابی به مکاتب استراتژی یک شکل گیری استراتژی تحول آفرین ضمانتی ایجاد نمی نماید بهر حال در رویکرد توصیفی ما به برنامه ریزی به چشم یک فرآیند نگریسته اما نکته اینجاست که فرآیند برنامه ریزی، برنامه تولید می نماید و نه استراتژی و بدینگونه در این رویکرد دیگر موردی بنام برنامه ریزی استراتژیک وجود ندارد.

بلکه کار این رویکرد استراتژیک نمودن سازمان می باشد این استراتژی اثربخش بعنوان پدیده ای خود جوش تلقی می شود اشتباهی که بسیاری از مدیران حوزه استراتژی در دام آن گرفتار شده اند این افراد از روشها و تکنیکهای برنامه ریزی انتظار دارند تا برای آنان استراتژی اثربخش خلق نمایند و بر اساس مطالعاتی که انجام شده پنج توصیه اساسی در فراهم نمودن زمینه خلق و شکل گیری استراتژی اثربخش پیشنهاد شده است.

مدیریت استراتژیک و تدوین چشم انداز با رویکرد تلفیقی

مزایا و معایب مدیریت استراتژیک تجربی انطباقی و یا توصیفی و یا پیش تدبیری گزینه دیگری در برخورد با مسائل استراتژیک و مدیریت استراتژیک بوجود آورده تا بتواند از هر رویکرد در جای مناسب خود بهره ببرد که آن نیز رویکرد تلفیقی است که آنرا سیستمی و اقتضائی هم می نامند.

تاکید این رویکرد در سازمانها طبق الگوی خاص و متاثر از اهداف ، ایدئولوژی ها و واقعیتهای محیطی خود دست به انتخاب بزند از آنجا که که در تدوین چشم انداز سازمانها از رویکرد تلفیقی استفاده می شود موارد زیر قابل توجه می باشد.

  1. در چهارچوب نگرش رویکرد تلفیقی ضمن تاکید بر لزوم شناخت همخوانی و ایجاد توازن بین عوامل محیطی شامل نقاط قوت و ضعف فعالیتهای اقتصادی هر بخش و فرصتها و تهدیدهای خارج از آن و شکل دهی آن مطابق اهداف و استراتژی های مورد نظر ضروری می باشد.
  2. در رویکرد تلفیقی ضمن اینکه چشم انداز و دیدگاهها و ارزشهای مدیران عالی و استراتژیک ها مکاتب استراتژی تعیین کننده اصلی محسوب می گردند توجه به نقش نوآوران و خلاقان نیز غیر قابل اجتناب است.
  3. رسالت و اهداف تجدید نظر شده با واقع گرائی بیشتری تبیین و اجرا می گردد.
  4. تحلیل های کلان و خرد توام منشاء و ملاک تصمیم گیری است.
  5. با نگاهی خلاقانه و آینده ساز به تبیین چشم انداز می پردازد.

مدیریت گروه مشاوره سیدی با کمک جمعی از متخصصین عرصه مدیریت و بازار با تحلیل شرایط روز بازار ایران و همراهی با متولیان اصناف در گرایش‌های مختلف. مفتخر به کسب دستاوردی نو و اثربخش در زمینه‌های مدیریت، برنامه ریزی چرخه فعالیت، تحقیقات بازار و فروش یکپارچه جهت ارتقاء کسب و کار گردیده است.

هدف از خدمات این گروه مشاوره، کمک به چرخه های اقتصاد صنایع کوچک و متوسط می‌باشد!

گروه مشاوره سیدی سابقه همکاری با واحدهای خدماتی و صنعتی متفاوتی را در رزومه فعالیتی و پژوهشی خود دارد. آنچه در گروه مشاوره سیدی انجام می‌شود، خلق، پرورش، ظهور وعملیاتی سازی ایده، ایجاد کسب و کار، رشد کسب و کار تا مرحله شکوفایی می‌‌باشد.

درخت حوزه‌های تخصصی

ارائه مدل تلفیقی مدیریت عملکرد استراتژیک با استفاده از کارت امتیازی متوازن، AHP و QFD فازی (مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

  1. حوزه‌های تخصصیمدیریتمدیریت صنعتیتحقیق در عملیاتبرنامه ریزی چند معیاره
  2. حوزه‌های تخصصیمدیریتمدیریت استراتژیکمکاتب مدیریت استراتژیک

نظریه پردازی فرآیند مدیریت منابع استراتژیک (مقاله علمی وزارت علوم)

  • حوزه‌های تخصصیمدیریتمدیریت استراتژیکمکاتب مدیریت استراتژیک

هدف مقاله حاضر توسعه یک مدل فرایندی(شامل درون داد، میان داد و برون داد) برای مدیریت نظام مند منابع استراتژیک سازمان است. در این مقاله با اتخاذ رویکردی رقابتی واستراتژیک به مدیریت منابع سازمان، ابتدا یک طبقه بندی جدید از منابع توسعه داده شد. بدین ترتیب که، علاوه بر طبقه بندی منابع به درونی/بیرونی، مشهود/نامشهود و مالی/ انسانی/ فیزیکی/ سازمانی؛ منابع از مننظر رقابتی در سه گروه منابع در اختیار سازمان، منابع صرفاً در اختیار رقبا و منابع آزاد (نه در اختیار رقبا و نه در اختیار سازمان) طبقه بندی شدند. در ادامه با فرض "" ضروروت ایجاد رابطه میان منابع و عوامل عوامل کلیدی موفقیت""، تبیین شد که استراتژیک بودن یک صفت دائمی برای برخی از منابع نیست بلکه منابع با توجه به عوامل کلیدی موفقیت می توانند از سطوح استراتژیک بودن متغیری برخوردار باشند. بر این اساس مراحل عمومی مدیریت منابع بازنگری و مدل جدید پنج مرحله ای تشریح و عناصر کلان سازمانی و فراسازمانی تاثیرگذار بر آن معرفی گردید. یافته نهایی این پژوهش نظری که با اقتباس از روش شناسی نظریه پردازی لینهام انجام شده است، یک مدل علمی- کاربردی است که می تواند هم به عنوان یک مدل مفهومی برای انجام تحقیقات علمی و هم بعنوان یک مدل کاربردی برای بررسی و بهبود سیستم مدیریت منابع سازمان مورد استفاده واقع شود.

هوشمندی رقابتی، برساخته ای نوین در توسعه تفکر استراتژیک (مطالعه موردی: مقایسة بانک های خصوصی و دولتی استان مازندران) (مقاله علمی وزارت علوم)

  1. حوزه‌های تخصصیمدیریتمدیریت بازرگانیمدیریت بازرگانیبازاریابی و مدیریت بازار
  2. حوزه‌های تخصصیمدیریتمدیریت استراتژیکمکاتب مدیریت استراتژیک

امروزه، توان رقابتی، اساس بقای شرکت­ها است. هوشمندی رقابتی به عنوان یک ابزار مدیریت استراتژیک و یکی از سریع­ترین زمینه­های رشد کسب و کار دنیا در نپز گرفته می.­شود. هدف از تحقیق حاضر، بررسی وضعیت هوشمندی رقابتی و تأثیر آن بر تفکر استراتژیک مدیران است. جامعة أماری تحقیق حاضر، 70 نفر از سرپرستان و مدیران بانک­های دولتی (بانک ملی) و خصوصی (پاسارگارد، سرمایه و اقتصاد نوین) استان مازندران است. برای گردآوری داده­های مربوط به هوشمندی رقابتی و ابعاد چهارگانة آن، یعنی آگاهی از بازار، رقبا، فناوری و راهبرد، پرسشنامه­ای شامل 25 سؤال بر اساس مؤلفه­های حاصل از مرور متون تحقیق تدوین شد و پس از سنجش روایی و پایایی، در اختیار نمونة آماری قرار گرفت. برای طبقه بندی و تفسیر داده ها از روش های آمار توصیفی و برای آزمون فرضیه­ها از روش های آمار استنباطی، نظیر آزمون همبستگی و آزمون تی استفاده شد. نتایج تحلیل آماری نشان داد بین هوشمندی رقابتی در تصمیم­های استراتژیک بانک های خصوصی و دولتی تفاوت معناداری وجود دارد. همچنین، یافته­ها حاکی از آن است که بانک­های خصوصی، از نظر هوشمندی رقابتی و توجه به مبانی تفکر استراتژیک، نسبت به بانک دولتی در جایگاه بهتری قرار دارند.

نوسازی راهبردی: بررسی نقش یادگیری سازمانی (مقاله علمی وزارت علوم)

  • حوزه‌های تخصصیمدیریتمدیریت استراتژیکمکاتب مدیریت استراتژیک

مقدمه ای بر طراحی و تبیین مدل پشتیبانی از تصمیم مدیریت راهبردی با به کارگیری DEA و انتروپی در سازمان های تجاری (مقاله علمی وزارت علوم)

  1. حوزه‌های تخصصیمدیریتمدیریت صنعتیبهره وری
  2. حوزه‌های تخصصیمدیریتمدیریت استراتژیکمکاتب مدیریت استراتژیک

کنترل راهبردی حمایت عملکرد از تصمیم و راهبرد را به همراه دارد. امروزه، نقش مناسب تحقیق در عملیات برای پشتیبانی راهبردی اثبات شده است و مدل، ابزار مفیدی برای تحقق این نقش است. حوزة جدید مربوط­سازی عملکرد و راهبرد ظرفیت مناسبی برای این نوع مدل سازی دارد. در مقالة حاضر با روش مطالعة موردی تلاش شده در حوزه های مطالعاتی اندازه گیری عملکرد (دیدگاه مالی- بهره وری) و مربوط کردن عملکرد و راهبرد، و همچنین، از طریق دو روش مقداری DEA و انتروپی و به­طور مشخص، روش پیوند آن­ها ( توسعه­داده­شده توسط ولایاس،1992) و اصلاح روش مذکور، مبانی نظری، طراحی مدل فرآیندی – کارکردی پشتیبانی از تصمیم راهبردی تبیین شود که نتایج اجرای آن، به مدیران عالی سازمان های تجاری امکان پشتیبانی از راهبرد ها و تصمیم های راهبردی را می­دهد.

روش های تحقیق در مدیریت راهبردی (مقاله علمی وزارت علوم)

  1. حوزه‌های تخصصیمدیریتمدیریت استراتژیکمکاتب مدیریت استراتژیک
  2. حوزه‌های تخصصیمدیریتمدیریت استراتژیککلیات

امروزه بسیاری از سازمان ها برای کسب مزیت رقابتی پایدار و بهره وری، از نظام مدیریت راهبردی استفاده می کنند. نهادینه کردن یک نظام مدیریت راهبردی در سازمان ها مستلزم استفاده از روش های مناسب تحقیق می باشد. تحقیق حاضر با هدف تعیین روش های تحقیق در مدیریت راهبردی صورت گرفته است. مورد مطالعه در این تحقیق، تحقیقات انجام شده در حوزه مدیریت راهبردی سطح کلان کشور می باشد. این تحقیق برحسب دستاورد یا نتیجه تحقیق از نوع توسعه ای -کاربردی و از لحاظ هدف تحقیق از نوع اکتشافی و به لحاظ نوع داده های مورد استفاده یک تحقیق کیفی است. روش این تحقیق از نوع تحقیقات موردی است، لذا فرضیه های تحقیق با استفاده از این متدولوژی مورد بررسی قرار گرفته اند. ابزار جمع آوری داده ها، اسناد و مدارک (نتایج تحقیقات منتشر شده در حوزه مدیریت راهبردی) می باشد که با استفاده از منابع مختلف، داده های لازم جمع آوری و از طریق روش تحلیل مقایسه الگوها، داده ها تحلیل شدند. نتایج حاصل از تحلیل و ترکیب داده های جمع آوری شده نشان می دهد که از بین انواع روش های تحقیق، روش تحقیق موردی، اقدام پژوهی و قوم نگاری به ترتیب روش های مناسبی جهت طراحی راهبرد، اجرای راهبرد و کنترل راهبرد می باشد.

تدوین راهبرد سازمان از طریق یکپارچگی SWOT، BSC و با استفاده از ابزارهای QFD و MBNQA و ارزیابی عملکرد (مقاله علمی وزارت علوم)

    مکاتب استراتژی
  1. حوزه‌های تخصصیمدیریتمدیریت استراتژیکمکاتب مدیریت استراتژیک
  2. حوزه‌های تخصصیمدیریتمدیریت استراتژیکتدوین استراتژی

مدیریت راهبردی٬ هنر و علم تدوین٬ اجرا و ارزیابی تصمیم های وظیفه ای چندگانه است که سازمان را قادر می کند به اهداف بلندمدت خود دست یابد. فرایند مدیریت راهبردی، سه مرحله را شامل می شود: تدوین٬ اجرا و ارزیابی راهبرد. در پژوهش حاضر٬ تدوین راهبرد برای شرکت فراهم کننده خدمات اینترنتی1 X2، از طریق تحلیل SWOT3 و چگونگی اجرای راهبرد و ارزیابی عملکرد، با روش BSC4 انجام شده و در مرحله بعد، پس از تلفیق دو روش مذکور٬ ارتباط آنها با جایزه کیفیت مالکوم بالدریج (MBNQA)5، برای تعالی عملکرد همراه با روش QFD6 انجام شده است. درباره بخش هایی نظیر تدوین راهبردها و امتیازدهی به عوامل و سایر مسایل مشابه جامعه آماری٬ گروه راهبردی شرکت را شامل می شود. برای کسب آراء گروه مذکور، از روش مصاحبه تدوین شده حضوری با اعضای گروه راهبردی و روش طوفان فکری استفاده شده است. جامعه آماری برای تکمیل پرسشنامه های مربوط، مدیران و کارشناسان شرکت به تعداد 211 را شامل می شود. برای حصول اطمینان از جمع آوری پرسشنامه به تعداد مناسب، 150 پرسشنامه بین کارشناسان و مدیران توزیع گردید که در نهایت، 138 پرسشنامه جمع آوری شد و مبنای تحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که برای اجرای مؤثر راهبردها، به گونه ای که با تعالی شرکت نیز همسو باشد، باید به مدیریت فرایند، مشتری و بازارمداری و رهبری، بیش از سایر اجزای جایزه کیفیت مالکوم بالدریج توجه گردد.

مروری بر مدلهای انتخاب راهبرد و ارائه یک مدل پیشنهادی (مقاله علمی وزارت علوم)

  • حوزه‌های تخصصیمدیریتمدیریت استراتژیکمکاتب مدیریت استراتژیک

بازشناسی رویکرد منبع محور نسبت به منابع سازمان و مزیت رقابتی پایدار مورد مطالعه: شرکت تولیدی ساران

  • حوزه‌های تخصصیمدیریتمدیریت استراتژیکمکاتب مدیریت استراتژیک

حفظ بقای سازمان ها در محیط رقابتی دنیای امروز، راهی جز کسب مزیت رقابتی برای آنها باقی نمی گذارد. نظریه پردازان علم مدیریت استراتژیک دو رویکرد عمده برای کسب مزیت رقابتی مطرح نموده اند؛ رویکردی که مبتنی بر فرصت های محیطی و رویکردی که مبتنی بر قابلیت های داخلی سازمان است. پژوهش های دو دهه اخیر نشان داده اند مزیت های مبتنی بر قابلیت های درونی سازمان ها بهتر از فرصت های محیطی می توانند موقعیت رقابتی سازمان ها را تعیین کنند و مبنای مطمئن تری برای منشاء مزیت رقابتی هستند، از این رو در این پژوهش رویکرد مبتنی بر منابع پذیرفته و مبنای تحلیل و بررسی این تحقیق قرار گرفته است.نظریه پردازان تئوری منبع محور، زیرساختی اقتصادی برای بررسی نقش منابع داخلی در کسب مزیت رقابتی را فراهم می آورد. این دیدگاه بر منابعی از سازمان تمرکز دارد که می توانند منشا مزیت رقابتی در آن صنعت باشند. این تحقیق به دنبال بررسی وضعیت منابع شرکت ساران به منظور شناخت قابلیت های متمایز و نقش آن در ایجاد مزیت رقابتی پایدار می باشد.

ارزیابی قابلیت های محوری منابع انسانی دانشگاه امام صادق(ع) براساس تئوری منبع محور (مدل VRIO)

  1. حوزه‌های تخصصیمدیریتمدیریت منابع انسانیمدیریت منابع انسانی
  2. حوزه‌های تخصصیمدیریتمدیریت استراتژیکمکاتب مدیریت استراتژیک

مدیران و پژوهشگران منابع انسانی بر این اعتقاد خود، که کارکرد منابع انسانی نقش مهمی در عملکرد سازمان ایفا می کند، پافشاری دارند و از منابع انسانی به عنوان مهم ترین دارایی سازمان ها یاد می کنند. در واقع، بیشتر گزارش های سالانه سازمان ها بر اینکه کارکنان یک سازمان مهم ترین دارایی آن هستند، تصریح می کنند، اما بسیاری از تصمیم های سازمانی این باور را منعکس نمی سازد. در این مقاله، زمینه و نقش منابع انسانی دانشگاه امام صادق(ع) در کسب قابلیت های محوری بررسی می شود، همچنین در مورد نگاه منبع محور به آن بحث می شود و چارچوب های ارزش، کمیابی، تقلید پذیری و حمایت و استفاده سازمانی (VRIO) برای تجزیه و تحلیل منابع انسانی مورد تجزیه و تحلیل قرار خواهند گرفت. البته باید یادآور شد که با توجه به سنخ فعالیت این سازمان ها ( دانشگاه ها ) منظور از منابع انسانی، اساتید و دانشجویان آن است.

پژوهش کیفی: استرات‍ژی پژوهش مستقیم در عمل

  • حوزه‌های تخصصیمدیریتمدیریت استراتژیکمکاتب مدیریت استراتژیک

مقاله حاضر بر اساس پژوهشی در رفتار مدیران سازمانهای دولتی ایران نوشته شده است. هدف مقاله آنست که پژوهش کیفی در عمل و به عنوان رویکردی متمایز از پژوهش کمی تشریح شود. تجارب پژوهشگر در بکارگیری استراتژی پژوهش مستقیم به عنوان یکی از شیوه های کیفی در مطالعه فعالیت های مدیران با استناد به نمونه های مشاهدتی بازگو شده است. در این مقاله ابتدا مفاهیم نظری متدولوژی کیفی و سپس فرایندهای اجرایی آن شرح داده می شود. پس از آن به طراحی مدل پژوهش اشاره می شود و در پی آن به نمونه آماری در پژوهش مستقیم، مشاهده ساخت یافته به عنوان ابزار اصلی گردآوری داده ها، و ماهیت داده های گردآوری شده پرداخته شده است. در این تجربه پژوهشگر از استدلال قیاسی و استقرایی توامان استفاده کرده است تا ماهیت نقش های مدیران سازمانهای اداری ایران را توصیف کند. روش قیاسی برای ساختن مدل تحلیلی و روش استقرایی برای مشاهده و مرحله تجربی بکار گرفته شده است.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا